السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

665

تعليقات نقض ( فارسى )

يكى كاروان اشتر گشن دادش * هر اشتر بسان كهى از كلانى شنيدم كه سوى خصيب ملك شد * بمدحتگرى بو نواس بن هانى بيكساعت او هم دهانش بياكند * بياقوت و بيجاده و بهرمانى على بن براهيم از شهر موصل * بيامد به بغداد در شعرخوانى بدادش همانگه رشيد خليفه * بواصل دو سه بدره از زرّ كانى سوى تاج عمرانيان هم بدينسان * بيامد منوچهرى دامغانى ( تا آخر قصيده ) محمّد دبير سياقى كه بتصحيح ديوان پرداخته در اواخر كتاب دربارهء معرّفى علي بن عمران چنين گفته است ( ص 329 - 330 ) : « علي بن عمران ابو الحسن على ابن محمّد عمرانى از خاندان عمرانى و از اصحاب انوشيروان پسر فلك المعالى است . هنگاميكه سلطان مسعود براى تصرّف تاج و تخت از اصفهان و رى بخراسان و غزنين رفت و علاء الدوله بار ديگر متصرّفات خود را پس گرفت مسعود لشكرى از خراسان بدين نواحى فرستاد و لشكر ديگرى نيز با اين سپاه يار شد كه علي بن عمران در آن بود . اين هر دو لشكر رى را از علاء الدوله باز پس گرفتند . علاء الدوله در گير و دار معركه زخم برداشت و گريخت . در سال 423 علي بن عمران و تاش فرّاش براى دنبال كردن علاء الدوله بهمدان رفتند علاء الدوله بجانب اصفهان رفت و على ابن عمران نيز بتعقيب وى روان شد ولى علاء الدوله فرصتى يافت و بار ديگر بهمدان بازگشت . علي بن عمران ناچار بهمدان باز گرديد ولى در راه از علاء الدوله شكست خورد و فرار كرد و پيش تاش آمد و باتّفاق يكديگر بار ديگر علاء الدوله را متوارى ساختند بعيد نيست كه كنيهء اين شخص ابو الحسن باشد » . امّا « كافى الكفاة أبو القاسم اسماعيل بن أبي الحسن عبّاد بن عبّاس ملقّب به صاحب معروفتر و مشهورتر از آنست كه حاجت بترجمه داشته باشد و تشيّع وى نيز متّفق عليه ارباب تراجم از خاصّه و عامّه است و ترجمهء او در همهء تواريخى كه متضمّن احوال ديالمه باشد هست و در يتيمة الدهر و ساير كتب ادب و در نسائم الاسحار