السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
661
تعليقات نقض ( فارسى )
نيز گويند : چون بمقرّ خلافت نزديك شدند هند پول طلائى از جيب خود بيرون آورد عمدا به زمين انداخت و بحجّاج گفت : اى شتربان يك درهم از دست ما افتاد آن را بردار و بما بده ، حجّاج ديد آن مسكوك طلاست گفت : درهم نيست بلكه دينار است ، و مسكوك را بهند داد ، هند گفت : الحمد للّه كه حقّ جلّ و علا عوض درهم بما دينار كرامت فرمود . و معلوم است كه اين كنايت نيز حجّاج را نكايتى بوده است » . تعليقهء 96 ( ص 216 ؛ س 15 ) در وزرا و اصحاب قلم امّا « علىّ بن يقطين » ترجمهء او در تعليقهء 87 ( صفحهء 436 - 445 ) گذشت . امّا « فضل بن سهل ذو الرياستين » ترجمهء او در آينده ياد خواهد شد . امّا « ابو الحسن فرات » ترجمهاش در همهء كتب تراجم و مخصوصا كتب مربوط بوزرا مسطور و در همين كتاب آنچه در موارد عديده از او ياد شده براى معرّفى جلالت و عظمت و اثبات تشيّع او كافى است . امّا « رئيس ابو اسحاق مشكوى » بشرح حالش واقف نشدهام و در صفحهء 220 سطر 14 كتاب نقض اين اسم دوباره آمده است . امّا « شرف الدين انوشروان خالد » با آنكه اين شخص نيز از مشاهير وزرا است و ترجمهاش در غالب كتب تراجم مذكور است با وجود اين بذكر ترجمهاى از او كه مختصر و مفيد است در اينجا مىپردازيم . ناصر الدين منشى كرمانى در نسائم الاسحار من لطائم الاخبار گفته ( ص 77 - 79 نسخهء چاپى ) : « الوزير الامام العلّامة شرف الدين انو شروان بن خالد الكاشى - خورشيد فلك وزارت ، و جمشيد ملك صدارت ، و علّامهء وزراى دهر ، و يگانهء كبراى عصر بود . در فضل و ادب و تبحّر بلغات عرب بارع ، و در ديگر اقسام علوم معقول و منقول اعلام آن را فارع ، و بر جادّهء تقوى و امانت و عفاف و صيانت مستمرّ ، و از تهوّر و تجبّر و نخوت