السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1213

تعليقات نقض ( فارسى )

قبيحهء ايشان ، و ظاهرا كوفه و مداين نيز از زمين بابل باشد ، و اين اوّل زمينى است كه در آنجا بت پرستيده‌اند و بدرستيكه جايز نيست هيچ پيغمبرى و هيچ وصىّ پيغمبرى را كه در اين زمين يا در امثال اين زمين نماز كند . امّا شما را جايز است پس هر كه از شما خواهد كه نماز كند نماز كند ، پس مردمان ميل بجانبهاى راه كردند و مشغول نماز شدند چون در راه مكروه است چنان كه خواهد آمد سيّما در امثال اين زمينها و حضرت صلوات اللّه عليه بر استر حضرت سيّد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله سوار شدند و روانه شدند جويريه گفت كه : من با خود گفتم كه : و اللّه كه من متابعت آن حضرت ( ص ) مىكنم و هر جا كه آن حضرت نماز مىكند من نيز در آن جا نماز مىكنم پس من از عقب آن حضرت روانه شدم پس و اللّه كه از [ جسر ] نهر سورا كه آب فرات حلّه است نگذشتيم كه آفتاب فرو رفت پس من بشكّ افتادم كه حضرت نماز نكردند و اين منافات با امامت دارد و ظاهرا محض خطور بالى باشد كه از لوازم بشريّت است پس حضرت ( ص ) رو به من كرد كه : اى جويريه شكّ كردى ؟ - پس گفتم : بلى يا أمير المؤمنين و حضرت ( ص ) رفع شكّ او فرمودند باخبار از غيب و بردّ شمس ، پس حضرت از استر به زير آمدند از گوشه‌اى وضو ساختند پس برخاستند و بسخنى گويا شدند كه شبيه به زبان عبرى بود پس بانگ نماز فرمودند يا أمر كردند مرا بأذان چنان كه در روايتى ديگر وارد است پس و اللّه كه نظر كردم بسوى آفتاب كه از ميان دو كوه بيرون آمد و صدائى عظيم داشت پس آن حضرت ( ص ) نماز عصر را بجا آوردند و من اقتدا به آن حضرت كردم پس چون از نماز فارغ شدند شب شد بنحو سابق ، حضرت رو بجانب من كردند و فرمودند كه : اى جويرية بن مسهر بدرستيكه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد فرموده است و خطاب برسولش كرده است كه : تسبيح كن اسم عظيم پروردگار خود را ، و من سؤال كردم خداوند عالميان را باسم عظيم او كه آفتاب را برگرداند از جهت نماز من ، حق سبحانه و تعالى دعاى مرا مستجاب كرد . و غرض از ذكر اين معنى اين بود كه مبادا جويريه حمل بر سحر كند يا غالى شود . و مرويست كه چون جويريه اين معجزه را ديد گفت كه : بحقّ پروردگار كعبه