السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

656

تعليقات نقض ( فارسى )

بوران قسما من ملابسها » . محصل عبارت آنكه : چون مأمون ابياتى را كه زبيده فرستاده بود خواند گريه كرد و گفت : خون برادرم را خودم خواهم گرفت خداى تعالى كشندگان او را بكشد آنگاه مأمون بمهربانى بر زبيده پرداخت و دستور داد تا براى او جائى در قصر خلافت قرار دهند و براى او كنيزكان و خدمتگزاران مقرّر نمود و مستمرّى و وظيفه قرار داد ، و زبيده در زفاف پوران بنت حسن بن سهل وزير معروف مأمون حاضر بوده و از مأمون براى زبيده اجازهء حجّ گرفته است و زبيده در اين زفاف برخى از لباسهاى عروسى را بپوران پوشانده است . از بيانات مذكوره صريحا معلوم شد كه زبيده بعد از وفات هارون زنده بوده و بمأمون از كشندگان پسرش شكايت نموده و مأمون براى او مستمرّيها و وظايفى قرار داده است و در زفاف پوران دختر سهل حضور داشته است . و در آخر همين ترجمه مذكور است « و كانت وفاتها ببغداد في جمادى الاولى سنة 216 هجريّة » و در دائرة - المعارف بستانى نيز در حرف زاء ترجمهء او بتفصيل مذكور است و همچنين در الاعلام زركلى ، و در ساير كتب تراجم نيز نظر بشهرت و عظمت صاحب ترجمه ذكرى از او بميان آمده است و همچنين در تواريخ مهمّه و در كتب مربوطه بمكّهء معظمه نيز ضمن ذكر آثار برّيهء او از ترجمهء او بحث بميان آمده است هر كه طالب باشد خودش مراجعه كند . تكملة ابو الفتوح ( ره ) در تفسير آيهء « لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون » آورده : « و در اثر هست كه زبيده زن هارون الرشيد امّ جعفر مصحفى قرآن فرمود نوشتن ، بنود پاره بود و پشتهاى آن زرّين كرده بود مرصّع بانواع جواهر بيش بها ، يك روز قرآن مىخواند در آن دفتر به اين آيه رسيد « لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون » با خود انديشه كرد گفت : من در جهان چيزى از اين دوست‌تر ندارم كس فرستاد و زرگران را بخواند و آن زر و جواهر بفروخت و بهاى آن در چاههاى