السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1165

تعليقات نقض ( فارسى )

كتاب اين غزوات مشروحتر و مفصّلتر از « تواريخ سلاجقهء » عماد كاتب و از كامل التواريخ ابن الاثير و راحة الصدور راوندى و غير آنها از تواريخى كه به نظر من رسيده است ياد شده است و من در اينجا بنقل خلاصه و چكيدهء آنها كه مختصر و مفيد است اكتفا ميكنم . استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى ( ره ) دربارهء غزوهء أخير آلب ارسلان و نتيجهء عائد از آن چنين گفته است ( ص 326 - 327 تاريخ عمومى و ايران مطبوع بسال 1318 ) : « رومانوس ديوجانس براى فتح بلاد از دست رفتهء ارمنستان و حدود غربى ممالك خود در همين سال ( يعنى 463 ) با 200000 سپاهى مركّب از يونانيان و گرجيان و مردم بلغار و روسيّه و فرانسه بآسياى صغير آمد و در شهر ملازگرد ( ما بين درياچهء وان و ارزنة الروم در شمال اخلاط ) اردو زد الب ارسلان با اينكه پانزده هزار سوار ترك بيشتر همراه نداشت بجلوى امپراطور شتافت و ابتدا اهل و عيال خود را بهمراهى خواجه نظام الملك بهمدان فرستاد . الب ارسلان با وجود آنكه در نزديكى اخلاط بر مقدّمهء سپاه رومانوس ديوجانس غلبه يافت از آنجا كه از قلّت لشكريان خود بيمناك بود از امپراطور طلب صلح كرد ليكن امپراطور مغرور گفت : كه در شهر رى با يكديگر صلح خواهيم نمود الب ارسلان دل به دريا زد و بعنوان مجاهدى كه جز فتح يا شهادت جوياى مقصود ديگرى نيست با همراهيان خود كه سوارانى متعصب و چابك بودند بنام دفاع از اسلام در نزديكى ملازگرد بر روميان تاخت و تركان سلجوقى با همان سيرهء خاصّى كه در حمله و جنگ و گريز داشتند با وجود كمى عدد بقدرى از عيسويان كشتند كه بىاغراق زمين از كشته پوشيده شد و امپراطور در چنگ ايشان اسير افتاد و او را پيش الب ارسلان آوردند سلطان ابتدا سه تازيانه بر سر او زد و گفت : چرا بدعوت صلح من جواب قبول ندادى امپراطور از شدّت تأثّر پاسخ داد كه دست از سرزنش من بدار و هرچه خواهى بكن الب ارسلان در مقابل گرفتن يك ميليون و پانصد هزار