السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1135

تعليقات نقض ( فارسى )

مىفرمايد كه : و لقد اخترناهم على علم على العالمين و هر كه برگزيند و به رسالت فرستد كسى را كه عزل بايد كرد صانعى را نشايد و نه حكيم باشد ، تعالى اللّه عمّا يقول الظّالمون ، هر كه را اين اعتقاد باشد كافر مطلق باشد . حديث دهم : گويند رسول فرمود كه : اگر مرا به رسالت نفرستادندى عمر را به رسالت فرستادندى ، بدان كه آنچه در حديث نهم گفتيم درين حديث نيز لازم مىشود و زياده بر اين آنكه خدا مىفرمايد كه : و ما ارسلناك الّا رحمة للعالمين ، يعنى نفرستادم تو را الّا كه رحمت عالميان باشى اگر اين حديث راستست اين آيه دروغست زيرا كه عمر از جملهء عالميانست چون به رسالت محمّد رسالت عمر فوت شده باشد رسول نه رحمت عمر باشد بلكه زحمت او بود چه بوجود وى عمر از منصب رسالت محروم گرديد و لازم شود كه عمر رسول را دوست نداشته باشد از بهر آنكه عمر روزى قاتل برادر خود زيد بن خطّاب را گفت كه من هرگز تو را دوست ندارم ، گفت مرا از عطا منع كنى ؟ گفت : نه ، قاتل زيد گفت پس هيچ باك نيست . جائى كه قاتل برادرش را كه در كفر كشت دشمن دارد لازم آيد كه از رسول هرگز راضى نباشد چه اگر وجود وى نبودى عمر مرسل بودى و با وجود رسول عمر از منصب رسالت محروم شده باشد و شيعهء عمر خواستند كه از بهر او منقبتى وضع كنند از جهل اين مسئله را وضع كردند ، عظيم نيكو گفته‌اند كه : دشمن دانا به از نادان دوست » . ابن الجوزى در كتاب « الموضوعات » حديث « لو لم ابعث فيكم لبعث عمر » را موضوع دانسته و حكم به آن كرده است ( ج 1 ؛ ص 320 در باب فضل عمر بن الخطّاب ) . اما سيوطى بمقام جواب برآمده و به صحت آن حكم كرده و آن را از حدّ موضوعيّت خارج نموده است رجوع شود بكتاب اللالى المصنوعة في الأحاديث الموضوعة ، باب مناقب الخلفاء الأربعة ( ص 156 چاپ مصر بسال 1317 ه ) .