السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1082

تعليقات نقض ( فارسى )

در آن حدود نماند كه ماتمى در آن برپا نشده باشد . و چون فرداى روز قتل فرا رسيد يك پيرمرد اسماعيلى در ميان كشتگان و نيمه‌جانان زخمدار درآمده بآواز بلند گفت : اى مسلمانان واى حاجيان ملحدان رفتند و من مردى مسلمانم و براى شما آب آورده‌ام هر كه تشنه است خود را معرّفى كند تا سيرابش كنم پس هر زخمى نيمه جانى كه خود را معرّفى كرد بدست وى كشته شد و در نتيجه همهء آن حاجيان بقتل رسيدند و از آن ورطه نجات نيافت مگر كسى كه اتّفاقا سالم مانده و پاى بگريز نهاد و آنان بسيار كم بودند . و گويا اين قتل و كشتار بيرحمانه بعد از آن بوده است كه رستم بن على شاه مازندران بديار اسماعيليان تاخته و دمار از روزگار ايشان برآورده بوده است و ابن الاثير در تاريخ خود ضمن حوادث سال مذكور قبل از ذكر واقعهء قتل حجّاج بذكر آن تحت عنوان « ذكر غز و صاحب طبرستان الاسماعيليّة » اين گونه پرداخته است ( ص 84 جلد 11 چاپ اوّل ) : « في هذه السنة جمع شاه مازندران رستم بن علي بن شهريار عسكره و سار و لم يعلم أحدا جهة مقصده و سلك المضايق و جدّ السير الى بلد الموت و هي للاسماعيليّة فأغار عليها و أحرق القرى و السواد و قتل ؛ فأكثر ، و غنم أموالهم ، و سبى نساءهم ، و استرقّ أبناءهم ، فباعهم في السوق ، و عاد سالما غانما ، و انخذل الاسماعيليّة و دخل عليهم من الوهن ما لم يصابوا بمثله و خرّب من بلادهم ما لا يعمر فى السنين الكثيرة » . تعليقهء 141 ( ص 346 ؛ س 10 ) مزاحمت بغراتكين اينكه مصنّف گفته : « اگر نه به فتواى خواجگان مجبّر بغراتكين زحمت كردى » اشاره بيك قضيّهء تاريخى است كه ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان ضمن ذكر وقايع زمان پادشاهى شاهنشاه غازى رستم بن على رحمة اللّه عليه آن را چنين بيان