السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1042
تعليقات نقض ( فارسى )
تا بچّهها و جوانان به خواندن و ديدن آنها رغبت كنند و حتّى گاهى آنها را بر سبيل درس اجبارى بشاگردان درس داده و آنان را موظّف و مكلّف بحفظ آنها و پس دادن آنها مىنمودند و اين امر شايد از زمان بسيار قديم در ميان مسلمانان متداول بوده است منينى در شرح يمينى ضمن ترجمهء ابو الفتح بستى گفته : ( ج 1 ؛ ص 377 ) : « و لا يعرف لأبي الفتح من القصائد الّا قليل ، و أطولها ما قاله في الحكمة من النونيّة المتداولة لصبيان المكاتب حفظا لكثرة عوائدها و عموم فوائدها و هي : زيادة المرء في دنياه نقصان * و ربحه غير محض الخير خسران » . و در زمانهاى ما حفظ اشعارى كه رشيد و طواط در ترجمهء صد كلمهء معروف كه جاحظ از كلمات أمير المؤمنين ( ع ) انتخاب كرده ساخته است ، و همچنين منظومهء چهل حديث نبوى كه جامى آن را نظم كرده است معمول و متداول بود مضمون اين روايت را نيز شاعرى موسوم به « ابن حسام » به همين منظور نظم كرده و آن منظومه را در مكاتب بشاگردان ياد مىدادهاند چنان كه در اواخر تعليقات ايضاح نقلا از آية اللّه فقيد آقاى سيّد كاظم اراكى گلپايگانى - قدّس اللّه تربته و رفع في الخلد درجته و رتبته - بتفصيل مبسوط به آن تصريح كردهام ( رجوع شود بص 432 ) . اينك آن منظومه را در اينجا درج مىكنم تا خوانندگان از آن سنّت پيشينه و سيرت ديرينه بتفصيل نيز باخبر باشند و آن منظومه اين است . بسم الله الرحمن الرحيم اى كبرياى ذاتت برتر ز جسم و جوهر * خلّاق ما سوى اللّه رزّاق بندهپرور هم عالم الغيوبى ، هم غافر الذنوبى * هم ساتر العيوبى ، فرد و قديم و اكبر - * - داناى بيمثالى ، داراى بيزوالى * سلطان لا يزالى ، بى ضدّ و ندّ و همسر - . . . - ارشاد كرده لطفت ما را برهنمونى * بر امّت محمّد آن باغ خلد را در سلطان قاب قوسين ، صدر سرير كونين * بدر الدجى و نجدين ، آن آفتاب انور