السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

638

تعليقات نقض ( فارسى )

آيد از اين روى به اين اشارهء مختصر اكتفا مىشود و علاوه بر اين در آينده يعنى در تعليقهء 173 به منظور تحقيق در اين عبارت مصنّف ( ره ) : « و سلطان بپيكارهاى روم و اوژ كند و خصومت با فضلون گنجه و طلب فتح قلعهء او مشغول شد ( ص 478 نقض ) » بذكر فتوحات الب ارسلان خواهيم پرداخت شايد در آنجا اين مطلب نيز تا حدّى روشن‌تر شود . و همچنين درست نيست كه بگوئيم كه : مراد از منوچهريان آل « فلك المعالى منوچهر بن شمس المعالى قابوس بن وشمگير » است زيرا در تواريخ با تمام عنايتى كه بمعرّفى اين خاندان به كار رفته بجز دو نفر را از اعقاب وى كه « نوشيروان بن منوچهر و جستان بن انوشيروان » باشند معرّفى نكرده‌اند و هرگز آنان را « منوچهرى » نگفته‌اند زيرا اگر تسميه بخاندان را رعايت مىكردند بايستى به اين خاندان « قابوسيان » بگويند زيرا قابوس از هر جهت معروفتر و بزرگتر از پسرش منوچهر بوده است . پس بهتر آنست كه ارباب تحقيق خودشان در اين باره نظر بدهند . امّا « سرخاب آبه » همانست كه در ترجمهء « صدقة بن منصور » بتفصيل معرّفى شد اينك ببرخى از مواردى كه تصريح باسم او يا تشيّع او كرده‌اند در اينجا نيز اشاره مىكنيم : عاملى ( ره ) در أعيان الشيعة ( ج 34 ص 31 ) گفته : « الأمير أبو دلف سرخاب بن كيخسرو الديلمي صاحب ساوة و آبة ، و ساوة و آبة و يقال : آوة ؛ مدينتان من نواحى قمّ ذكر ابن الاثير فى حوادث سنة 495 أنّ المترجم كان مع عسكر السلطان بر كيارق السلجوقي لمّا وقع الحرب بين بر كيارق و أخيه محمّد و كان الأمير ينال بن أنوشتكين الحسامي مع عسكر السلطان محمّد فحمل المترجم على ينال فهزمه و تبعه فى الهزيمة جميع عسكر محمّد . و فى حوادث سنة 501 انّ السلطان محمّدا سخط على المترجم فهرب منه و قصد صدقة بن مزيد الّذي كان يستجير به كلّ ملهوف فطلبه السلطان من صدقة فلم يسلّمه و انضاف الى ذلك امور اخرى أوجبت الزيادة في غضب السلطان على