السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
991
تعليقات نقض ( فارسى )
و ياد كردن من ياد كردن خداست ، پس آن كسانى كه ميرمد و گرفته مىشود دلهاى ايشان از ياد كردن علىّ بن أبى طالب ( ع ) و شاد ميشوند از ياد كردن غير او ؛ ايشان آنانند كه ايمان ندارند بآخرت ؛ و مر ايشان راست عذابى خوار كننده . و ابن بابويه ( ره ) در كتاب اعتقادات آورده است كه سئل عن القصّاص أيحلّ الاستماع لهم ؟ فقال : لا ؛ و قال : و من أصغى إلى ناطق فقد عبده ، فان كان الناطق عن اللّه فقد عبد اللّه ، و إن كان الناطق عن إبليس فقد عبد إبليس ؛ يعنى پرسيدند از حضرت صادق عليه السلام از قصّه خوانان كه آيا گوش دادن بايشان حلال است ؟ - آن حضرت فرمود كه : نه ؛ حلال نيست ، و فرمود كه : هر كه گوش بدارد بناطقى پس بتحقيق كه او را پرستيده ، پس اگر از خدا سخن گويد يعنى حق و راست گويد آن گوش دهنده خدا را پرستيده ، و اگر از ابليس سخن گويد يعنى سخنان باطل و دروغ گويد پس آن گوش كننده ابليس را پرستيده . و كلينى ( ره ) همين مضمون را از امام محمّد باقر ( ع ) روايت كرده است » . و در حق اليقين در فصل بيستم ضمن بيان گناهان گفته ( ورق 243 چاپ معتمدى ) : « و از جملهء محرّمات كه جمعى از اكابر علما تصريح بحرمت آن كردهاند خواندن و شنيدن قصّههائى است كه آنها دروغ است مانند قصّهء حمزه و افسانههاى معلوم الكذب يا بعضى از آنها كه معلوم الكذب است مثل روآيات موضوعهء مخالفان كه مشتمل است بر تخطئهء انبيا - عليهم السلام - و نسبت فسوق و معاصى بايشان ، يا مدح خلفاى جور ، يا كرامات مبتدعهء صوفيّه ، يا افترا بر أكابر علماى شيعه ، و امثال اينها از امور باطله مگر آنكه غرض ردّ و ابطال آنها باشد يا از براى تقيّه مضطرّ شود به خواندن و شنيدن آنها چنان كه آيهء « سمّاعون للكذب » بر آن دلالت دارد بنابر بعضى از تفاسير . و ابو الصلاح در كافى گفته است كه : « حرام است دروغ ، و از جملهء دروغ است صحبت داشتن شب بقصّههاى قصّه خوانان كه جنگهاى دروغ اختراعى را نقل ميكنند يا بر جنگهاى واقعى چيزهائى زياد ميكنند » .