السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
987
تعليقات نقض ( فارسى )
فراموش شدنش درست باشد زيرا دانستن وجود فردوسى - عليه الرحمه - و شاهنامهء او نه جزء علوم دينى است و نه جزئى از اصول و فروع دين اسلام ، و بر فرض اينكه يك نفر از وجود فردوسى - عليه الرحمه - و شاهنامهء او خبر نداشته باشد و طبق بيانات معرّفى شده در شريعت اسلام بدرجهء رفيعهء اجتهاد و مرتبهء شامخهء عالميّت در اسلام رسيده باشد بطور قطع و بدون ترديد عالم است پس سابقهء اطّلاع بوجود فردوسى و شاهنامهء او شرط عالميّت نبوده است تا نوبت بفراموشى برسد و تالى فاسد مذكور لازم آيد . و نكتهء جالبى كه در اينجا هست آنست كه مصنّف ( ره ) در نقض گفته ( ص 207 ) : « آنكه گفته است : كه در جهان هرگز رافضيى نبوده است كه او را در دين و دولت قدرى يا قدمى يا جاهى يا منزلتى يا حرمتى يا نامى بوده است . امّا جواب اين فصل آنست كه ندانم كه بدين لفظ كه را مىخواهد ؟ پس بضرورت اسامى جماعتى از فنون طبقات ذكر كرده شود تا شبهت برخيزد ، به نظر در آن ، امّا شبهتى نيست كه ازين رافضيى شيعيى را مىخواهد . ابتدا از أنبيا در گيريم ( تا آخر كلام او ) » . آنگاه شروع بذكر اسامى فنون طبقات مذكوره كرده پس اسامى جماعتى را از انبيا و صحابهء پيغمبر و امامان و راويان احاديث و متبحّران علما و مفسّران و ائمّهء قرائت و زهّاد و عبّاد و ائمّهء لغت و سلاطين و جهانبانان و وزرا و اصحاب قلم و خواجگان و رؤساء و سادات و نقبا پرداخته ( ص 207 - 226 ) آنگاه در آخر بمقام تعداد شعرا برآمده پس 18 نفر از شاعران عرب را نام برده آنگاه چون بشعراى عجم رسيده عبارت مزبوره را در حقّ فردوسى گفته سپس شاعران شيعى فارسى ديگر را شمرده است ( ص 231 - 232 ) پس به خوبى روشن شد كه ذكر نام فردوسى و تفاخر به او ( بعقيدهء معترض ) بعد از ذكر نامهاى مذكور و بعد از تفاخر بطبقات سابق الذكر بوده است و در اين تفاخر چند نفر ديگر از شعراى فارسى كه تحت عنوان « شعراى پارسيان » ياد شده با فردوسى - عليه الرحمة - شريك هستند و تفاخر مختصّ بوى نبوده است چنان كه از كلام معترض برمىآيد .