السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

988

تعليقات نقض ( فارسى )

2 - « 1 » آنكه آقاى دكتر صفا كلام صفحهء 628 را نيز نشان داده كه يعنى در آنجا نيز علماى شيعه بوجود فردوسى افتخار نموده‌اند . بعد از آنكه به آن صفحه مراجعه مىشود معلوم مىگردد كه در آنجا اصلا نامى از فردوسى برده نشده بلكه در متن و تعليقهء آن صفحه مطالبى كه در مذمّت شعر و خواندن آن در برخى از زمانها و مكانهاى مقدّس وارد شده ، و در اينكه پيغمبر خاتم ( ص ) در تمام عمر خود شعرى تمام نخوانده است ياد شده ( رجوع شود بص 626 - 628 چاپ اوّل نقض ، و ص 576 - 577 چاپ حاضر ) و نصّ عبارت مصنّف ( ره ) اين است : « امّا آنچه گفته است كه : « بناى مذهبشان بر شعر كها و مغازيهاى ركيك باشد » . اوّلا كوربخت اگر وقتى بتقليد شيعى بوده است بايستى كه شنيده بودى كه بمذهب شيعت منهىّ است شعر گفتن تا بمذهب محقّقان شيعت چون خواجه امام رشيد متكلّم و غير او را مذهب است كه روا نباشد كه ائمّه شعر منظوم گويند و نه انبيا ، و در همهء عمر مصطفى ( ص ) نيم بيت را حوالت كنند به دو كه گفت : ستبدى لك الايّام ما كنت جاهلا ، و بقيّهء شعر نه بر نظم شعر گفت تا شاعر نباشد و بارى تعالي بر سبيل مدح او را گفت : و ما هو بقول شاعر قليلا ما تؤمنون ، و همهء علماء شيعت متّفق‌اند كه جعفر بن محمّد الصادق ( ع ) گفت : چون به روزه باشى شعر مخوانيد كه نقصان روزه كند گفتند : اگرچه شعر حقّ باشد ؟ - گفت : و ان كان حقّا . پس معلوم شد كه بناء مذهب شيعه بر شعر نباشد » . و اخبارى كه در مذمّت شعر وارد شده است بيانات گذشته را تأييد مىكند هر كه طالب باشد از مواردش ملاحظه كند ، و از اينجاست كه بزرگان گفته‌اند : الشعر أعلى درجة الوضيع و أدنى درجة الرفيع ، و از اينجاست كه امام شافعى گفته است : « و لو لا الشعر بالعلماء يزرى * لكنت اليوم أشعر من لبيد » پس با اين حال كه شعر دارد عادة معقول نيست كه : علماى اعلام و فقهاى اسلام كه مقام‌شان را كتاب و سنّت بزرگ داشته و شامخ و منيع قرار داده بدليل آيهء :

--> ( 1 ) - مراد امر دوم است كه آقاى دكتر صفا آن را دليل مباهات تصور كرده است .