السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
974
تعليقات نقض ( فارسى )
در جواب گفت : آرى احتمال دارد كه جهت مشاهدهء حال خسران مآل دشمن عترت و آل كه مقتدايان تواند بدوزخ درآيم و آتش اظهار مرتبهء خود را علاوهء سوز و گداز ايشان نمايم و ببركت محبّت اهل البيت - عليهم السلام - آتش دوزخ بر من برد و سلام گشته بيرون آيم و بخلد آباد بهشت توجّه نمايم . و مضمون جواب مهيار است اين قطعه كه از استاد كوزهگر منقولست : سألوني عن الجحيم فانّي * كنت من أهلها و من ساكنيها ما وجدت العذاب الّا على من * منع الطهر إرثها من أبيها يافعى گفته كه : ديوان او چهار مجلّد است و صاحب كتاب دمية القصر گفته كه : در تحت هر كلمهاى از اشعار مهيار شاهدى است معنوى از عرائس ابكار . و ابن جوزى در تاريخ خود بعضى از اشعار او را ذكر نموده و گفته كه : چون اشعار او همه خوب بود به همين قدر اقتصار واقع شد . و چون اشعار مهيار كه در مناقب اهل بيت أطهار و مثالب أغيار غدّار واقع شده در نزد مؤلّف وقت تأليف حاضر نبود لاجرم چيزى از آن بجز اين قطعه كه از قصيدهء لاميّهء او كه در كتاب كشف الغمّه منقول است مذكور نگرديد : ما لقريش ما ذقتك عهدها * و دامجتك ودّها على دخل و طالبتك بقديم حقدها * بعد أخيك بالترات و الذحل و كيف ضمّوا أمرهم و اجتمعوا * و اشتوروا الرأى و أنت منعزل و ليس منكم قادح بريبة * قبل و لا قاض عليك بوهل يعنى چه پيش آمد قريش را كه عهد خود را آلوده ساختند و دوستيى كه ظاهر مىنمودند بكينه تبديل نمودند ؟ و بعد از برادر تو كه حضرت پيغمبر باشد - صلوات اللّه عليه - مطالبهء تو بكينهء قديم نمودند و چگونه اجماع و مشورت ايشان دربارهء خلافت درست باشد در حالى كه تو در ميان ايشان نبودى و بتجهيز و تكفين حضرت رسالت - صلوات اللّه عليه - اشتغال مىنمودى ؟ و حال آنكه هيچيك از ايشان پيش از وفات