السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
952
تعليقات نقض ( فارسى )
از تبع تابعين است [ از فرق شيعه و مخصوصا اثنا عشريّه ] گفته : ( ج 1 چاپ اسلاميّه ؛ ص 541 - 543 ) : « القاضى ابو القاسم على بن محمد بن أبى الفهم التنوخى ) از فضلاى فصحاى شيرين ادا ، و حاجب آستان سيّد مرتضى علم الهدى بود ابن خلّكان گفته كه : او از ملكزادههاى تنوخ بود ، و در علم و فهم قصب السبق از اقران مىربود ، در علم كلام و حكمت خصوصا فنّ نجوم مهارت تمام داشت . ثعالبى در حقّ او گفته كه : از أعيان اهل علم و ادب ، و افراد ارباب كرم و حسن شيم بود و مشربش بغايت عالى و شيوهء اطلاق او را حالى شده بود و زبان حالش بمضمون اين كلمات مترنّم بود « 1 » : « ان أردت فانّي سبحة ناسك ، او أحببت فانّي تفّاحة فاتك ، او اقترحت فانّي مدرعة راهب ، او آثرت فانّي نخبة شارب » شعر ميان زهد و رندى حالتى دارم نميدانم * كه چرخ از خاك من تسبيح يا پيمانه مىسازد چندين سال قضاى بصره و اهواز از جانب خلفاى بغداد به او مفوّض بود و چون او را معزول ساختند به خدمت سلطان سيف الدوله بن حمدان كه از أعاظم سلاطين شيعهء اماميّه بود رفت و در انتظام مهامّ خود از او استمداد نمود و سيف الدوله او را تعظيم و تكريم بسيار فرمود و كتابتى در سفارش او بخليفه نوشت و خليفه بموجب التماس سيف الدوله همان منصب قضاى بصره و اهواز را به او تفويض نمود و در مرتبه و وظيفهء او افزود و وزير مهلّبي و ديگر وزراى شيعهء عراق بصحبت او مايل بودند و در رعايت و حمايت او نهايت مبالغه و تعصّب به كار ميبردند و او را « ريحانهء علما » مىشمردند و او را سخنان بىنظير و اشعار دلپذير است ولادت او در انطاكيه در روز يكشنبه بيست و ششم ذى الحجّه از سال دويست و هفتاد و هشت بود ، از آنجا ببغداد آمد و تحصيل فقه و حديث و غير آن نمود ، و در سال چهار صد و دو وفات يافت . القاضى ابو على المحسن بن ابى القاسم على بن محمد بن أبى الفهم التنوخى فرزند فاضل ارجمند قاضى ابو القاسم است كه قبل از اين احوال او مذكور
--> ( 1 ) - ثعالبى در جزء دوم يتيمه گفته ( ص 309 چاپ مطبعهء صاوى بسال 1353 ه - 1934 م ) در ترجمهء او : « و كان كما قرأته فى فصل للصاحب : ان أردت فانى سبحة ناسك ( تا آخر ) » .