السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

953

تعليقات نقض ( فارسى )

شد ابن خلّكان گفته كه : ثعالبى پدر و پسر را در يك باب ذكر نموده امّا پدر را مقدّم آورده و بعد از آن نام پسر را برده و گفته كه : هو هلال ذلك القمر ، و غصن هاتيك الشجر ، و الشاهد المعدّل لمجد أبيه و فضله ، و الفرع المشيّد لأصله ، و النائب عنه في حياته . و القائم مقامه بعد وفاته . ( شعر ) پدرى را كه آنچنان خلف است * مادرى را كه آنچنان پسرست آفتابش بر آستين قباست * ماهتابش بر آستان درست و عبد اللّه بن حجّاج بغدادى در مدح او گفته ؛ شعر : اذا ذكر القضاة و هم شيوخ * تخيّرت الشباب على الشيوخ و من لم يرض لم أصفعه الّا * بحضرة سيّدي القاضي التنوخي و از مصنّفات او كتاب « فرج بعد الشدّة » است ، و او را ديوان شعريست بزرگتر از ديوان پدر . و ديگر مصنّفات دارد و از أبو بكر صولى و ديگر علما استفاده فرموده ، و آخر در بغداد اقامت نموده ، و تا وقت وفات بدرس حديث اشتغال مىفرمود و سماع حديث او صحيح ، و شعر او فصيح ، و مهارت او در علوم ادبيّه آشكارا و صريح بود . در اوايل حال از جانب بعضى از وزرا و عمّال به قضاى مصر و بابل اشتغال داشت و بعد از خليفهء بغداد مطيح للّه قضاى عسكر مكرم و كوه گيلويه را به او مفوّض داشت و آخر او را مقلّد بديگر مناصب و حكومات ساختند . و ابن كثير آورده كه : در وقتى كه طايع خليفهء عبّاسى دختر ملك عضدو الدوله را خواستگارى نمود خطبهء عقد را قاضى مذكور خواند . ولادت او در شب يكشنبه بيست و ششم شهر ربيع الأوّل از سال سيصد و بيست و هفت بود در بصره ، و وفات او روز دوشنبه بيست و پنجم محرّم از سال سيصد و هشتاد و سه در بصره بود . القاضى ابو القاسم على بن المحسن بن على بن محمد بن أبى الفهم التنوخى پسر قاضى ماضى است ، ابن كثير شامى گفته كه : او از أعيان فضلاء روزگار بود ولد بالبصرة سنة خمس و ستّين و ثلاثمائة ، و سمع الحديث سنة سبعين و قبلت شهادته