السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

951

تعليقات نقض ( فارسى )

ان صحّ ذا فتعوّذوا من ربّكم * و ذروا تعوّذكم من الشيطان مخفى نماند كه مشركان قريش جمله جبرى بودند ، و قرآن كريم آن مذهب را از ميان برداشته بود و چنان كه مشهور است كه : « العدل و التوحيد علويّان و الجبر و التشبيه أمويّان » و معاويه و يزيد - عليهما ما يستحقّان - در عهد خويش احياى آن كردند و اهل زمان ايشان تابع ايشان شدند ، و غرض اصلى ايشان از آنكه ميگويند شقاوت جملهء اشقيا بارادة اللّه تعالى است ، آنست كه چون ديدند كه بعضى از صحابه و تابعين بر خاندان مصطفى ( ص ) ظلم كردند و حقّ ايشان بازستدند و بظلم و طغيان فتوى به خون اهل بيت دادند و عامّه را جرأت بر استخفاف ايشان فرمودند ، و عقلا بر اين افعال ملامت ايشان ميكردند ، براى رفع ملامت اين مذهب را رواج دادند كه بنده را فعلى نيست و جمله فعل خداست و او چنين خواست و تقدير چنين رفت كه چنين باشد تا مردم زبان لعنت از ايشان كوتاه كنند ، و اقواى شبه ايشان آنست كه در عبارات شارع ديده‌اند كه خداى تعالى خالق خير و شرّ است و ندانسته‌اند كه مراد از شرّ فعل قبيح نيست بلكه چيزى است كه بحسب ظاهر مشتمل بر مضرّتى بود مثل سباع و حشرات ، و مثل قحط و و با ، هرچند متضمّن حكمت و مصلحت باشد » . نگارنده گويد : كلمهء « المجبرون » در صدر بيت اوّل از ابيات منقوله از ابن - الحجّاج دليل ساطع و برهان قاطع است بر اينكه اطلاق كلمهء مجبر ( بصيغهء اسم فاعل از باب افعال ) بر افراد طايفهء مجبّره ، و اطلاق مجبره ( بصيغهء اسم فاعل مؤنّث از همان باب ) بر طايفهء مجبّره كه نوعا بصيغهء اسم فاعل از باب تفعيل به كار مىبرند درست و بىاشكال است چنان كه در تعليقهء 2 بيان كرديم ( ص 5 - 6 ) . - 12 - قاضى تنوخى ( ص 229 ؛ س 5 ) قاضى شوشترى ( ره ) در مجالس المؤمنين در مجلس پنجم كه در ذكر بعضى متكلّمين و مفسّرين و محدّثين و فقها و مجتهدين و أعيان قرّاء و نحاة و لغويّين