السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

935

تعليقات نقض ( فارسى )

بامير المؤمنين ( ع ) ، و چون سيّد از خواندن قصيده فارغ شد حضرت به من فرمود كه : اى علىّ بن موسى اين قصيده را حفظ كن و امر كن شيعيان ما را بحفظ آن و اعلام نما ايشانرا كه هر كه آن را حفظ كند و به خواندن آن مداومت نمايد من بهشت را براى او ضامن ميباشم پس من آن قصيده را حفظ كردم . فقير گويد كه : آن قصيده معروف است و در بحار و سبعهء معلّقه و غيرهما مذكور است و از براى آن شروحى است و اين قصيده را فضيل رسّان بعد از شهادت زيد بن على در محضر حضرت صادق ( ع ) بخواند بعد از اينكه حضرت پرده كشيد و زنها پشت پرده نشستند و چون شعر « وراية يقدمها حيدر » را بخواند گفت : شنيدم صداى نحيب و گريه از پشت پرده بلند شد پس حضرت پرسيد كه : اين قصيده از كيست ؟ - فضيل گفت : از اشعار سيّد بن محمّد حميرى است ، فرمود : - رحمه اللّه ، قال : فقلت انّي رأيته يشرب النبيذ ، فقال : رحمه اللّه ، قلت : انّي رأيته يشرب نبيذ الرستاق ؛ قال : تعني الخمر ؟ - قلت : نعم ، قال - رحمه اللّه - و ما ذلك على اللّه أن يغفر لمحبّ علي عليه السلام . و هم روايت شده كه : چون مرگ سيّد رسيد رنگش سياه شد گفت : هكذا يفعل بأوليائكم يا أمير المؤمنين ؟ يعنى با دوستان تو چنين ميكنند يا أمير المؤمنين ؟ آنگاه رنگش سفيد شد و مثل ماه شب چهارده ميدرخشيد فأنشأ يقول : احبّ الذي من مات من أهل ودّه * تلقّاه بالبشرى لدى الموت يضحك ( الأبيات ) و نوادر اخبار سيّد زياده از آنست كه احصا شود و سيّد لقب بلكه علم او بوده چنانچه ابو هاشم كنيهء او بوده ، و پدر و مادرش را از نواصب شمرده‌اند و وقتى از او پرسيدند : چگونه از مذهب قبيلهء خود حمير كه از انصار معاويه ميباشند دست كشيدى و از شيعيان على شدى ؟ - گفت : صبّت علي الرحمة صبّا كما صبّت على مؤمن آل فرعون . و لكن از اثبات الوصيّة معلوم مىشود كه پدر او از دوستان خانوادهء رسالت بوده و از امام حسن ( ع ) استدعا كرد كه خدا به او پسرى كرامت فرمايد كه از محبّين اهل بيت باشد حضرت او را بشارت داد و سيّد متولّد شد . و حكايت مهاجات