السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

933

تعليقات نقض ( فارسى )

و شيخ نجاشى در كتاب رجال به آن اشاره فرموده شايد اگر آن كتاب بدست آيد شطرى از احوال خجسته مآل او جلوه نمايد ، و اللّه الموفّق » . نويسندگان تاريخ ادبيّات عربى جملگى تشيّع و عشق شديد او را بعلى ( ع ) و اهل بيت پيغمبر ( ص ) و مدايح او را در حق ايشان ذكر كرده‌اند . از جمله رجوع شود به تاريخ الادب العربى تأليف شوقى ضيف ( جلد عصر عبّاسى اوّل ، ص 309 - 314 ) و تاريخ آداب اللغة العربيّة از جرجى زيدان ( ج 1 چاپ دار مكتبة الحياة ص 366 - 367 ) و تاريخ الادب العربى از عمر فرّوخ ( ج 2 ص 109 - 111 ) . محدث قمى ( ره ) در تتمه المنتهى گفته ( ص 171 ) : « و نيز در أيّام رشيد ثقهء عظيم الشأن مادح آل احمدى اسماعيل بن محمّد معروف بسيّد حميرى شامى وفات كرد و اين مطابق كلمات بعضى از اهل تاريخ است و لكن آنچه از احاديث و اخبار مستفاد مىشود وفات او قبل از وفات حضرت صادق - عليه السلام - در زمان منصور واقع شده . و سيّد بن محمّد مردى جليل القدر عظيم المنزله ، و از مادحين اهل البيت - عليهم السلام - است و معهود نشده از احدى از اصحاب ائمّه - عليهم السلام - كه مانند سيّد حميرى نشر فضائل أمير المؤمنين و اهل بيت طاهرين - عليهم السلام - نموده باشد . از اغانى ابو الفرج منقولست كه از مداينى روايت شده كه : سيّد حميرى سواره در كناسهء كوفه ايستاد و گفت : هركس يك فضيلتى از على ( ع ) نقل كند كه من آن فضيلت را بنظم نياورده باشم اين اسب را با آنچه بر من است به او خواهم داد پس محدّثين شروع بحديث فضيلت كردند و سيّد اشعار خود را كه متضمّن آن فضيلت بود انشاد ميكرد تا آنكه مردى او را حديث كرد از أبو الرعل المرادى كه گفت : خدمت امير المؤمنين ( ع ) بودم كه مشغول بتطهير شد از براى نماز و موزهء خود را از پا بيرون كرد مارى داخل كفش آن جناب شد پس زمانيكه آن حضرت خواست كفش خود را بپوشد غرابى پيدا شد و موزه را ربود و بالا برد و بيفكند آن