السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

906

تعليقات نقض ( فارسى )

اللّه تعالى - كان من خزاعة و هم ( تا آخر كلام او ) » . از ملاحظهء اين عبارت به خوبى برمىآيد كه شارح مزبور مرد ميدان شرح و بيان و حريف گوى و چوگان توضيح و تبيان بوده ، و از اين روى توانسته است كه اين قصيدهء شريفه را چنان كه شايد و بايد شرح نمايد و بطورى از عهدهء شرح برآمده كه علّامهء مجلسى ( ره ) با آن فضل و كمالش در بيانات بحار براى قصيده و همچنين در شرح خود بر آن چنان كه خواهد آمد از اين شرح استفاده كرده است و اين خود شاهدى صادق بر جلالت قدر شارح و علوّ مقام شرح است . نظر بأهمّيّت اين شرح در تعليقات چاپ اوّل نيز نظير اين كلمات را دربارهء آن نوشته‌ام ( رجوع شود بص 240 ) . اين شرح بسال 1308 در طهران . بقطع جيبى بغلى چاپ شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است . 2 - شرحى است به فارسى بقلم علّامهء مجلسى ملّا محمّد باقر - قدّس اللّه تربته و رفع درجته و رتبته - و او آن را به خواهش و درخواست شاه سلطان حسين صفوى ( ره ) برشتهء شرح و بيان كشيده است و چون اين شرح خطّى است و هنوز بچاپ نرسيده است مقدّمهء آن را در اينجا درج مىكنيم . عالم مزبور بعد از بسمله و خطبهء عربى مشتمل بر حمد خدا و درود بر پيغمبر اكرم و اهلبيت او ائمّهء هدى چنين گفته : « امّا بعد فقير خاكسار و خادم اخبار ائمّه اخيار محمّد باقر بن محمّد تقى حشرهما اللّه مع مواليهما الاطهار بر لوح عرض اساطين سلطنت عظمى و حجّاب بارگاه رفعت و اعتلا مىنگارد كه : چون در مجلس بهشت آئين و محفل فلك تزئين نوّاب كامياب فلك جناب مصطفوى نسب مرتضوى حسب حسينى لقب شرع‌پرور عدل‌گستر ايمان - مدار احسان شعار چشم و چراغ دودمان مصطفوى نوباوهء گلستان مرتضوى گل هميشه بهار بوستان صفوى مشيّد قواعد ملت و دين ، مؤسّس اساس شريعت آباء طاهرين ، شهريارى كه باز بلندپرواز همّت و الا نهمتش را با عقاب چرخ دعوى همسريست رفيع