السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
889
تعليقات نقض ( فارسى )
و موصل در ادارهء ايشان بوده ، و ابو فراس در ادبيّت و فضل و كمال و شجاعت و شعر مشهور بوده ، و در فصاحت و حلاوت و عذوبت شعر ممتاز بوده ، و نظيرى از براى او نبود جز عبد اللّه بن معتزّ باللّه ، و أهل صنعت أبو فراس را أشعر از او گفتهاند و متنبّى شاعر تصديق داشت او را . و صاحب بن عبّاد در حقّ او گفته : بدء الشعر بملك و ختم بملك يعنى امرء القيس و أبا فراس ، و أشعار او معروف است . و از جمله قصيدهء ميميّهء اوست كه در مظلوميّت اهل بيت أطهار عليهم السلام و ظلم بنى عبّاس و هجو ايشان گفته و معروف است به « شافيه » و در آن تشفّى خاطر خود و ساير مؤمنان نموده ، و قصيدهء شرّ العباد عبد اللّه بن معتّز عبّاسى را كه در فخريّهء بنى عبّاس و ذمّ آل أبو طالب گفته جواب داده ، و او را بعضى از فضلاء حائر شرح كرده و نقل شده كه چون أبو فراس آن قصيده را گفت ، چون در زمان تسلّط و خلافت بنى عبّاس بود امر كرد لشكر را كه شمشيرها را بكشند از غلاف ؛ پانصد شمشير در يارى او كشيده شد ، آنوقت در ميان لشكر شروع كرد به خواندن قصيدهء مباركه كه مطلعش اينست : الحقّ مهتضم و الدين مخترم * و فيىء آل رسول اللّه مقتسم جزاه اللّه عن أهل بيت النبوّة خير الجزاء » . و در سفينة البحار نيز تحت عنوان « أبى فراس » ( ج 2 ؛ ص 356 - 357 ) قريب به اين عبارت را ذكر كرده است . و در الفوائد الرضوية در ترجمهء او بعد از ذكر نظير عبارتى كه از تتمّة المنتهى نقل كرديم گفته ( ص 89 - 91 ) : « در سنهء 357 بسنّ سى و هفت سالگى كشته گشت و در در مسلوك است كه چون خبر قتلش بمادرش رسيد از جزع بر او چشمهاى خود را كند . فقير گويد : كه مادرش در منبج جاى داشت و ابو فراس رعايت او را منظور مىداشت و بعض اشعارى كه براى او نوشته در يتيمه مسطور است و در احوال محمّد بن أبي بكر ديدم كه چون خبر شهادت محمّد بمادرش رسيد از كثرت غصّه و غضب خون