السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

871

تعليقات نقض ( فارسى )

در كساء بها و حلّهء نور * بر حريم حرم فكند عبور هر طرف مىگذشت بهر طواف * در صف خلق مىفتاد شكاف زد قدم بهر استلام حجر * گشت خالى ز خلق راه و گذر شامئى كرد از هشام سؤال * كيست اين با چنين جمال و جلال از جهالت در آن تعلّل كرد * وز شناسائيش تجاهل كرد گفت نشناسمش ندانم كيست * مدنى يا يمان يا مكّىست بوفراس آن سخنور نادر * بود در جمع شاميان حاضر گفت : من مىشناسمش نيكو * زو چه پرسى بسوى من كن رو آنكس است اينكه مكه و بطحا * زمزم و بو قبيس و خيف و منا حرم و حلّ و بيت و ركن حطيم * ناودان و مقام ابراهيم مروه مسعى صفا حجر عرفات * طيبه و كوفه كربلا و فرات هر يك آمد به قدر او عارف * بر علوّ مقام او واقف قرّة العين سيّد الشهداست * غنچهء شاخ دوحهء زهراست ميوهء باغ احمد مختار * لالهء راغ حيدر كرّار چون كند جاى در ميان قريش * رود از فخر ترزبان قريش كه بدين سرور ستوده‌شيم * بنهايت رسيد فضل و كرم ذروهء عزّتست منزل او * حامل دولتست محمل او از چنين عزّ و دولت ظاهر * هم عرب هم عجم بود قاصر جدّ او را بمسند تمكين * خاتم الانبياست نقش نگين لايح از روى او فروغ هدى * فايح از خوى او شميم وفا طلعتش آفتاب روز افروز * روشنائى فزاى و ظلمت‌سوز جدّ او مصدر هدايت حق * از چنان مصدرى شده مشتق ز حيا نايدش پسنديده * كه گشايد به روى كس ديده خلق ازو نيز ديده خوابانند * كز مهابت نگاه نتوانند