السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

815

تعليقات نقض ( فارسى )

و ان حقّقه و هذّبه الاستاد بما لا مزيد عليه » . زيرا امر در اين مورد نيز از جهت اجمال و تفصيل و غير آنها همان‌طور است كه در كلام مزبور بر مدّعاى مذكور استدلال شده است . خوشبختانه فرقهء حقّهء اماميّه - كثّر اللّه عددهم و وفّقهم لتحصيل مرضاته - نيز قدر نعمت آنان را دانسته هر دو كتاب را بهر نحوى بوده بتوفيق خداى تعالى از دستبرد حوادث روزگار نگهداشته و خلفا عن سلف و لاحقا عن سابق از آن دو استفاده كرده تا بنسل كنونى رسانده‌اند ، و همچنين چنان كه در حيات افراد اين خاندان از آنان استفاده مىكرده‌اند بعد از وفات ايشان نيز قبور بعضى را نگهداشته و از زيارت آن قبور بفيوضات كامل مىرسند و باستشفاع صاحبان قبور از خداى تعالى حوائج خودشان را مىگيرند . از مصاديق اين مدّعا آنكه شرف الدين مذكور در قم مدفون ، و صاحب بقعه و مزارى معروف است و پسرش عزّ الدين يحيى نيز جنازه‌اش را بعد از قتل و شهادت و دفن وى در رى بقم نقل كرده‌اند به تفصيلى كه در ترجمهء ايشان مبسوطا نوشته‌ايم . بايد دانست اينكه ما گفتيم : « دو كتاب بدستور دو نفر از نقباى اين خاندان تأليف شده است يكى نقض شيخ عبد الجليل ( ره ) ، و ديگرى فهرست منتجب الدين » نظر در اين گفتار بأهمّيّت و مقام بسيار شامخ اين دو كتاب است زيرا كه هر يك در باب خود بىنظير است و اگر نه اربعين منتجب الدين ( ره ) نيز از همان كتب است كه بدستور عزّ الدين يحيى تأليف شده است و كتابى بسيار نفيس بشمار مىرود بلكه با توجّه باينكه نظر منتجب الدين ( ره ) در آن كتاب بنقل از علماى معروف و طراز اوّل اهل سنّت و جماعت بوده است خواه آنان از مشايخ خودش بوده‌اند يا از مشايخى كه علماى شيعه از آنان نقل روايت نموده‌اند و بدين جهت در باب خود تالى مرتبهء فهرست وى مىباشد زيرا چنان كه آن ، معرّف تراجم علماى شيعه است اين نيز معرّف شرح حال قسمتى از علماى اهل سنّت و جماعت است و از اينجاست كه جمعى از كسانى كه در اربعين نام آنان را برده و از ايشان نقل روايت