السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

816

تعليقات نقض ( فارسى )

كرده در فهرست نام آنان را ذكر نكرده است و از جملهء كسانى كه به اين نكته واقف شده و در كتاب خود به آن تصريح كرده است خرّيت خبير و ناقد نحرير ميرزا عبد اللّه افندى ( ره ) است كه در چند مورد از رياض العلما اين مطلب را بيان نموده است ، در هر صورت نگارنده ساليان دراز است كه فهرست و اربعين منتجب الدين ( ره ) را در حدود امكان مقابله و تصحيح نموده و هر جا كه شرح و بيانى لازم داشته متعرّض آن نيز گرديده است و در نظر دارد كه هر دو را با هم در يك مجلّد با شرح حال دقيق منتجب الدين ( ره ) چاپ كند و تاكنون موفّق بانجام آن نشده است از خداى تعالى مىخواهد كه توفيق اين امر را بفضل بىمنتهاى خود بوى عنايت فرمايد . ناگفته نماناد كه از كتب بسيار بسيار نفيس و ممتّع و مفيد منتجب الدين ( ره ) تاريخ رى است كه بسيار بزرگ و مفصّل و مبسوط بوده است و اينكه آقا رضى قزوينى ( ره ) در ضياقة الاخوان احتمال اتّحاد آن را با فهرست وى داده و گفته : « فيمكن ان يكون التاريخ المذكور كتابه الّذي ذكر فيه أحوال علماء الشيعة او تصنيفا آخر مثله » ( ص 28 ؛ س 4 - 5 ) اشتباهى عجيب است نظر بمدارك و دلائل موجوده كه بتفصيل بسيار مبسوط در « مقدّمهء نقض و تعليقات آن » ذكر كرده‌ام ( رجوع شود بص 52 - 59 كتاب مذكور كه بسال 1376 هجرى قمرى 1335 شمسى چاپ شده و در دسترس است ) . و نيز از جملهء كتبى كه بدستور يكى ديگر از نقباى اين خاندان برشتهء تأليف درآمده است ديوان ملك الشعراء قاضى ركن الدين محمّد بن سعد بن هبة اللّه بن دعويدار قمّى ( ره ) است كه ما در مواردى از اين تعليقات از آن نقل و استفاده كرده‌ايم توضيح آنكه اين ديوان بدستور عزّ الدين يحياى دوم پسر شرف الدين محمّد دوم كه او پسر عزّ الدين يحياى شهيد بوده است تدوين و تأليف شده است چنان كه مقدّمهء ديوان قاضى ركن الدين را كه به اين امر تصريح كرده است در تعليقهء 88 نقل كرده‌ايم ( رجوع شود بص 550 - 551 ) . در هر صورت ما در مقام ذكر كتبى كه بدستور بزرگان خاندان نقباى مورد بحث تأليف شده است نيستيم تا باستقصاى نقل آنها بپردازيم بلكه خارج از موضوع بحث ماست .