السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
814
تعليقات نقض ( فارسى )
و قلم مثل من ناتوان از وصف عظمت آن عاجز است بلكه اقدام به آن نوعى از اسائهء ادب مىباشد ، علاوه بر آن چنان كه گفتهاند : مشك آنست كه خود ببويد نه آنكه عطّار بگويد ؛ فللّه درّ مؤلّفه ، و على اللّه برّ مصنّفه . دوم - كتاب شريف فهرست منتجب الدين ( ره ) است كه عظمت مقام و علوّ قدر آن نيز در ميان شيعه از آفتاب روشنتر است و در بلندى پايهء آن همين بس كه اگر آن كتاب نمىبود تراجم علماى شيعه كه از زمان فوت شيخ طوسى ( ره ) تا قريب به زمان علّامهء حلّى ( ره ) بودهاند بدست متأخّران ايشان نميرسيد و با توجّه بمضمون نبوى معروف « من ورّخ مؤمنا فقد أحياه » علوّ قدر و عظمت شأن آن بيشتر معلوم مىشود بارى خوض در عظمت آن از قبيل توضيح واضحات است زيرا در نظر اهل فنّ جلالت آن تأليف مستغنى از شرح و بيان و بىنياز از اقامهء دليل و برهان است نوّر اللّه مرقد مؤلّفه و جزاه عن الاسلام و أهله جزاء يليق بكرمه و فضله . از ملاحظهء قسمت رجالى نقض ( ص 209 - 212 و جاهاى ديگر آن ) و ملاحظهء فهرست منتجب الدين ( ره ) برمىآيد كه منتجب الدين ( ره ) از نقض استفادهء بسيار نموده زيرا اسامى اغلب رجال مذكور در فهرست مزبور در كتاب نقض به چشم مىخورد با اين فرق كه غالب آنها در نقض بطور اجمال و نوعا بعنوان ذكر اسم فقط ياد شده است ليكن در فهرست بطور تفصيل ، و قضاوت در اين امر موكول به نظر اهل فنّ است كه اصحاب حلّ و عقد و ارباب ردّ و قبولاند جزاهم اللّه عن الاسلام و أهله خير الجزاء . و شايد بهترين عبارت در تعبير از اين معنى همان باشد كه محدّث نورى ( ره ) در خاتمهء مستدرك در ترجمهء عالم جليل شيخ محمّد پسر صاحب معالم - رحمه اللّه عليهما - گفته و مأخذ اغلب تعليقات وحيد بهبهانى ( ره ) را بر منهج المقال استرابادى ( ره ) شرح استبصار شيخ محمّد مذكور دانسته است و نصّ كلام او اين است « 1 » : « و أغلب ما يوجد في تعليقة الاستاد الاكبر من المطالب الرجاليّة موجود فيه
--> ( 1 ) - نص سابق عبارت مذكور نيز اين است : ( ج 3 ، ص 390 ) « صاحب المؤلفات الانيقة التى منها شرح الاستبصار الذى هو على منوال مجمع البيان و قد نبه فيه فيما يتعلق بالسند على امور تنبىء عن طول تبحره و دقة فهمه وجودة ذهنه و أغلب ( تا آخر ) » .