السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

811

تعليقات نقض ( فارسى )

امّا اين بيت كه مصنّف ( ره ) آن را از قوامى نقل كرده : « تا صاحب الزمان به رسيدن به كار دين * اولىترين كسى شرف الدين مرتضاست » مأخوذ از قصيده‌ايست مشتمل بر هفتاد و شش بيت : و معنون به اين عنوان « در توحيد و منقبت و تخلّص بمدح سيّد أجلّ شرف الدين محمّد نقيب گويد » طالب آن رجوع كند بديوان قوامى ( ص 73 - 77 ) . و در ديوان مذكور مدايح ديگر نيز براى شرف الدين و برخى ديگر از افراد خاندان او هست هر كه طالب باشد به آنجا رجوع كند . لازم است در اينجا ببرخى از مطالبى كه در تعليقات مشار اليها آنها را نياورده‌ايم و اشاره‌اى نيز نكرده‌ايم آنها را در اينجا بياريم و يا اشاره به آنها كنيم . از آن جمله اينست كه اديب معروف ظهير الدين فاريابى قصيدهء غرّائي در مدح عزّ الدين يحيى نقيب قم و رى و آمل سروده است هنگامى كه وى بتبريز سفر كرده است و اين قصيده در چاپ سنگى طهران بسال 1324 ه ق ( و مراد از نسخهء چاپى در ذيل صفحات اين چاپ است ) ديوان ظهير معنون به اين عنوان است : « در تهنيت ورود » ليكن در متن قصيده بنام و لقب و سبب مدح كه ورود وى يعنى عزّ الدين يحيى بتبريز است تصريح شده است از اين روى در ميان دو قلّاب ( پارانتز بئى ) لقب و نام عزّ الدين يحيى » را بر عنوان افزوديم . و اينك ما آن قصيده را از ديوان خطّى ظهير الدين فاريابى كه باهتمام دكتر امير حسن يزدگردى بعد از مقابله با يازده نسخه تصحيح شده ليكن هنوز بچاپ نرسيده است ( طبق بيان مصحّح آن بوسيلهء تلفون ) در اينجا نقل مىكنيم . در تهنيت ورود [ عزّ الدين يحيى ] اى فلك قدرى كه هر شب عكس « 1 » راى روشنت * ديده بانان افق را ديده‌ها حيران « 2 » كند آفرينش چون قلم سر بر خط فرمان نهد * چون دبير خاص نامت بر سر فرمان كند

--> ( 1 ) - نسخهء چاپى : « نور » . ( 2 ) - نسخهء چاپى : « گريان » .