السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
791
تعليقات نقض ( فارسى )
« از سال 571 كه سال جلوس طغرل سوّم است تا 582 تاريخ فوت اتابك زمام [ امور ] سلطنت آخرين پادشاه سلجوقى عراق كه در هفت سالگى بجاى پدر نشست در دست جهان پهلوان بود ، و اين مرد كافى عادل ادبپرور به خوبى بلاد وسيعهاى را كه او و پدرش تحت امر طغرل آورده بودند اداره مىنمود » . ناگفته نماناد كه : « جهان پهلوانى در زمان قديم منصبى بزرگ بوده ؛ و تالى مرتبهء سلطنت معرّفى شده است ؛ مؤلف مجمل التواريخ گفته ( ص 420 ) : « امّا جهان پهلوان بزرگتر مرتبتى بوده است از بعد شاه ، و از فرود آن پهلوان و سپهبد ، بر آنسان كه اكنون امير گويند و امير سپاه سالار » . چنان كه ملاحظه مىشود اگر نسبت صدور اين جملهء دعائيّه « أعزّ اللّه انصارهما » از مصنّف ( ره ) بوى مسلّم شود بايد تأليف كتاب در ما بين سنوات « 571 - 582 » باشد كه قدر مشترك زمان قدرت و زمامدارى اين دو نفر بتصريح تاريخنويسان گذشته مىباشد و بسيار بعيد است كه تأليف و تصنيف كتاب نقض تا آن زمان طول كشيده باشد بلكه با توجّه بمطالبى كه از ملاحظهء غالب مطالب كتاب از آغاز تا انجام آن برمىآيد آنست كه موقع نشر نقض نه تنها مؤلّف « بعض فضايح الروافض » كه كتابش را در محرّم 555 بپايان رسانيده است زنده بوده است بلكه بسيارى از اشخاص را كه هر دو مؤلّف مىشناختهاند و بر رخ يكديگر مىكشيدهاند زنده بودهاند و اين امر تأييد مىكند كه تأليف نقض در زمان كوتاهتر از اين بوده است بطورى كه هنوز شمل جماعت معاصر با اين دو مؤلّف مبدّل بتفرّق نشده بوده است علاوه بر اين قراين ديگرى از ملاحظهء روى هم رفتهء مطالب كتاب به چشم مىخورد كه زمان تأليف كتاب نقض را در مدّتى كه كمتر از اين بوده است به نظر مىرساند و از اجلاى قرائن بر اين امر آنكه شرف الدين محمّد ( ره ) در 566 در گذشته و عزّ الدين يحيى ( ره ) نقيب شده و در اين صورت بايستى نامى از او در كتاب باشد و نيست چنان كه در « مقدّمهء نقض و تعليقات آن » نوشتهايم ( رجوع شود بصفحهء 4 ) . بارى چون نسبت صدور اين دعا از مؤلّف ( ره ) بوى ثابت نشده است بدليل اينكه نسخ صحيحه از آن خالى است و دو نسخهء دستخورده