السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
779
تعليقات نقض ( فارسى )
فخر الدين أحمد گفت : ايّها السيّد شكايت ترا چنان كنم كه بشكر مبدّل گردد و دست ولاة و ظلمه از تو كوتاه كنم ، و خراج را با پدر بگويم تا در خدمت خليفه عرضه دارد و مخفّف كند ، و با تو معاهده مىكنم و خداى را گواه مىگيرم كه چون من امروز پيش پدر شفيع تو باشم و مهمّات ترا بسازم روز قيامت بايد كه تو نيز پيش پدر خود أمير المؤمنين على شفيع من باشى ، سيّد گفت : خداى در آنچه گفتى گواه من باشد ، فخر الدين احمد در حال پيش پدر رفت و مهمّات او را بساخت و هزار دينار زر و يك تخت جامههاى فاخر پيش سيّد نهاد ( تا آخر كلام او ) » . نگارنده گويد : مراد از « سيّد فخّار بن معدّ علوى موسوى » عالم بزرگوار و محقّق عظيم الشأن سيّد شمس الدين فخّار بن معدّ بن فخّار موسوى حائرى متوفّى بسال 360 است كه شاگرد ابن ادريس و استاد محقّق حلّى بوده است چنان كه از كتاب شريف « الحجّة على الذاهب الى تكفير أبي طالب » كه از تأليفات نفيسهء اوست برمىآيد طالب ترجمهاش بموارد آن رجوع كند . كتاب « الحجة على الذاهب الى تكفير أبي طالب » كتاب بسيار نفيسى است كه سيّد فخّار سابق الذكر تأليف نموده و بابن أبى الحديد ارائه كرده و روى تقريظى نظما و نثرا بر آن نوشته و در شرح نهج البلاغه نيز به آن اشاره كرده و بسال 1351 در مطبعهء علويّه از مطبعههاى نجف در 136 صفحه بقطع وزيرى طبع و نشر شده است . شاعر بزرگوار ذو لسانين ركن الدين دعويدار قمى ( ره ) در مدح مكين الدين قمى صاحب ترجمه دو قصيدهء غرّا دارد كه يكى از آنها اين است : فى مدح الصاحب الصدر مكين الدين « 1 » شوقي اذا هبّ نسيم الصبا * يزداد من ذكر عهود الصبا و يطرب القلب الى معهد * بالمنحنى كان لنا ملعبا ان كان قد أجدب ربع به * فالدمع قد صيّره معشبا أبرقت « 2 » العين لعلّي أرى * من نحوه برقا و لو خلّبا
--> ( 1 ) - عبارت عنوان از نگارنده است . ( 2 ) - فى الاصل : « أبرق » .