السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
774
تعليقات نقض ( فارسى )
وفات يافتند مكين الدين قمّى را كاتب انشا فرمودند چون ابو الوليد بن مينا از نيابت وزارت معزول شد به حكم فرمان آن منصب نيز بقمّى مقرّر داشتند با خلعتى فاخر و لقب مكين الدين بمؤيّد الدين مبدّل گشت . فال القرآن - مكين الدين قمّى روزى مصحف در دست داشت از براى خويش فالى گرفت و مصحف بگشود بر اوّل صفحه نوشته بود : انّك اليوم لدنيا مكين أمين ، به اين فال بغايت شاد شد و بعد از زمانى اندك بوزارت رسيد . و مثل اين حال صاحب سعيد شرف الدين خواجه هارون بن صاحب الاعظم الشهيد شمس الدين صاحب الديوان الجوينى طاب ثراهما را اتّفاق افتاد كه وقتى از شراب توبه كرده بود جماعتى مغولان برسيدند و او را به تكليف شراب دادند روز ديگر بحمّام رفت و غسل كرد و چون بيرون آمد و دو ركعت نماز گزارد بر سبيل تفّأل مصحف بگشاد اين آيه آمد كه : يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي . و چون قطب الدين سنجر ناصرى كه حاكم خوزستان بود با خليفه عاصى شد خليفه مؤيّد الدين قمّى و لحاح شرابى را با لشكرى بگرفتن او بخوزستان فرستاد ، سنجر چون آوازهء آمدن ايشان شنيد با اهل و عيال و اتباع از خوزستان بشيراز گريخت و به حاكم آنجا پناه برد ، وزير بشوشتر آمد و كسى بشيراز فرستاد و چيزى بملك شيراز نوشت كه : قطب الدين سنجر را باز فرستد او تعلّل كرد وزير با لشكرى كه داشت رو بشيراز نهاد . ملك شيراز چون دانست كه ايشان بعذر ممنوع نخواهند گشت سنجر را با اهل و عيال و اتباع پيش وزير فرستاد وزير بازگشت و او را ببغداد برد و شوشتر بمجاهد الدين ياقوت سپرد و نوبت ديگر مؤيّد الدين قمّى در خدمت امير مؤيّد و امير موفّق پسران امير ابو الحسن علي بن ناصر بخوزستان آمد در وقتى كه خليفه خوزستان را بهر دو نواده تفويض كرده بود و ناصر از مؤيّد الدين قمّى جلادت و كفايت و رأى و تدبير مشاهده كرد او را وزارت داد و مثال وزارت بخطّ خويش بنوشت و در آن حال كه قمّى خلعت وزارت پوشيد بسراى وزارت آمد و بر مسند نشست . خادمى از حضرت بيامد و رقعهء كوچك مهر كرده بوزير داد و در آن رقعه اين معنى نوشته