السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

772

تعليقات نقض ( فارسى )

حافظ محمّد عبد القدّوس قاسمى كه بتصحيح كه بتصحيع ؟ ؟ ؟ و تعليق كتاب پرداخته است در ذيل ترجمه گفته : « انظر ترجمة مؤيّد الدين القمّي في كتاب الفخريّ لابن الطقطقى ( ص 439 - 443 ) . نگارنده گويد : بهتر آنست كه بجاى نقل عبارت ابن الطقطقى از منية الفضلاء في تواريخ الخلفاء و الوزراء معروف بتاريخ فخرى » عبارت تجارب السلف را نقل كنيم كه مورد استفادهء عموم باشد . هندو شاه نخجوانى در تجارب السلف گفته ( ص 336 - 344 ) : « مؤيد الدين محمد بن محمد بن عبد الكريم قمى اصل او از قم است و مولد و منشأ بغداد ، و نسب او بمقداد بن أسود كندى ميرسد ، او مردى كاردان عاقل بود و اصطلاح دواوين و كيفيّت محاسبات متصرّفات نيكو مىدانست و بلاغت و فصاحت و آداب مستوفى داشت ، و هر دو فنّ كتابت درج و دستور خوب نوشتى ، و در هر دو شيوه ماهر بود ، تدبيرات لطيف و رأيهاء درست و مبرّات و صدقات بسيار داشت ، بمشهد كاظم بيمارستانى ساخت و ادويه و اشربه و معاجين مرتّب گردانيد ، و آن را بر أهل مشهد وقف كرد ، و هم آنجا مكتبى و دار القرآنى بنا فرمود جهت ايتام علويان مشهد تا خطّ و قرآن آموزند و بر اين ابواب البرّ چندان ملك وقف كرد كه بشروط او وفا نمايد و تا اكنون آن مبرّات برقرار است . و او در مبدء كار خدمت يكى از وزراء سلاطين عجم مىكرد در اصفهان پيش از سنّ بيست سالگى و آن وزير از نويسندگان خويش ملول شده بود زيرا كه با او بسيار مجادله كردندى و چيزى كه او گفتى چنين نويسند ايشان صورت ديگر نوشتندى ، چون اين نزاع متمادى شد وزير همهء نويسندگان را از پيش خود براند و قمّى را نگاه داشت . روزى پيش او از جامه‌هاى نسيج آوردند بعضى درست و بعضى بريده . قمّى را بنشاند تا عدد جامه‌ها و الوان و اجناس بنويسد و خويشتن املا مىكرد و مىگفت : فلان جامه صحيح ، و فلان جامه مقطوع ، و قمّى صحيح را نمىنوشت امّا مقطوع را مىنوشت وزير گفت : چرا صحيح را نمىنويسى چنان كه من املا ميكنم ؟ گفت : اى خداوند