السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
754
تعليقات نقض ( فارسى )
انوشروان بن خالد تأليف نموده . در سال 498 بعد از مرگ بركيارق و جلوس محمّد بجاى او سلطان جديد ظاهرا نظر بتوجّهى كه بعموم بستگان مؤيّد الملك وزير كافى خود داشت انوشروان بن خالد را كه سه سال بود در بصره بانزوا ميگذراند به خدمت خواست و خزانهء خود را به او سپرد و بعد از قتل سعد الملك آبى و عزّ الملك اصفهانى سمت عارضى لشكر را نيز به او داد ليكن چنان كه گفتيم اين شغل را به زودى شمس الملك برادر وزير جديد گرفت . در زمان مرض موت محمّد ، انو شروان بن خالد كه در عهد خطير الملك به سمت نيابت صدارت منصوب شده بود چون خطير الملك از كار افتاد اندك زمانى عهدهدار كفالت صدارت شد . بقيهء احوال انوشروان بن خالد در ايّام سلطان محمود بن محمّد و برادرش مسعود و دورهء وزارت انوشروان بن خالد در دستگاه محمود و مستر شد خليفه و مسعود از موضوع بحث ما خارج است . وفات انوشروان بن خالد در 532 اتّفاق افتاده . انوشروان بن خالد كه بعضى از شعراى معاصر او مخصوصا قاضى ارّجانى از مدّاحان مخصوص آن وزير او را از اولاد اكاسره يعنى ساسانيان شمردهاند از منشيان زبردست فارسى بوده و در تاريخ سلاجقه از اواسط عهد نظام الملك تا عهد مسعود بن محمّد بن ملكشاه كتابى شامل يادداشتهاى زندگانى خود در ايّامى كه غالبا در دستگاه سلاجقه داخل ديوان بوده نوشته است بنام « نفثة المصدور فى فتور زمان الصدور و صدور زمان الفتور » كه از سرمشقهاى خوب انشاء فارسى بشمار ميرفته ليكن بدبختانه اصل آن كه مشحون با شعار شعراى بزرگ قديم فارسى بوده در دست نيست و تاريخ سلاجقهء عماد كاتب ترجمهء همين كتاب است به عربى با اضافاتى بسيار از عماد ( رجوع كنيد بمقالهء تاريخي و انتقادى از آقاى قزوينى ص 21 ببعد ) » . مقامات حريرى و نحوست ممارست بر آن . محدث قمى ( ره ) در هدية الاحباب گفته :