السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

734

تعليقات نقض ( فارسى )

از شرح حال اين پدر و پسر هيچگونه اطّلاعى ندارم . امّا اينكه گفته ( ص 220 ؛ س 15 ) : « و خواجه شرف الدين ابو طاهر مهيسهء قمى كه وزير سلطان سنجر بوده » . مراد از اين شخص همانست كه در كتب تواريخ و تراجم او را معرّفى كرده‌اند . شرف الدين ابو طاهر مهيسهء قمى ناصر الدين منشى كرمانى در نسائم الاسحار من لطائم الاخبار گفته « 1 » : « الوزير شرف الدين ابو طاهر سعد بن على بن مميسة القمى منبت نهال و مسقط رأس او ده و يدهند است از رستاق قم ، اوّل كه از وطن بيرون آمد ببغداد رفت بمعسكر سلطان ملكشاه به خدمت مهذّب الدين كميح « 2 » عارض لشكر ، و در سنهء احدى و ثمانين و اربعمائه رعاياى مرو از عامل تظلّم كردند تاج الملك اسامى ده كس شايان اين شغل را بنوشت خواجه غير از شرف الدين را نپسنديد و در منشور عمل مرو لقبش « عميد وجيه الملك » نوشتند ، و چهل سال تا روز وفات در هر منصب بزرگى كه بود عمل مرو به دو تعلّق داشت ، بعد از آن كدخدا و نائب حرم سراى تركان خاتون مادر سلطان سنجر گشت و عارض لشكر نيز شد و با والدهء سلطان مشافهة سخن گفتى و حجاب و ستاره باوى از پيش برداشتند ، و بعد از وفات وزير شهاب الاسلام سلطان سنجر قرعهء اختيار در منصب وزارت بر وى انداخت و بتعظيم و اجلال و تشريف خلعت خاصّ در صدر وزارتش ممكّن گردانيد ، و بغايت متديّن و متصوّن و متشرّع بوده است ، و حلمى وافر و وقارى متكاثر و خاندانى نامدار و اقارب و عشاير بسيار داشته ، و هنوز در عقابيل مرض بود كه متقلّد وزارت گشت و بر سر سه ماه از دولت درگذشت و در جوار مشهد امامى رضوى بطوس - على ساكنه التحيّة و الرضوان - مدفونست ، و دهى بر آن وقف كرده كه منال و ارتفاع آن در وجه وقود و شموعست ، و سلطان سنجر بوفات او

--> ( 1 ) - ص 59 - 60 چاپ دانشگاه بتصحيح و اهتمام نگارنده . ( 2 ) - در اصل « كميخ » بكاف عربى و خاء معجمه ضبط شده است .