السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
730
تعليقات نقض ( فارسى )
و أصبح هذا الملك من بعد عطله * زمانا و ملء الجيد منه عقود يدبّره سعد و أثبت قائم * على الدهر أمر دبّرته سعود » . ( آنگاه بنقل حكايتى از تجارب السلف دربارهء صاحب ترجمه پرداخته و ترجمه را پايان داده است ) . نگارنده گويد : از ملاحظهء بيانات اين استاد برمىآيد كه وى « ابو سعد منصور آوى » را با « سعد الملك سعد بن محمّد آبى » يكى مىداند و دليل روشن بر اين مطلب آنست كه دو بيت شمس رازى را كه در حقّ سعد الملك رازى ( منطق با ابو منصور آوى ) گفته شده است ( رجوع شود بص 120 نقض ) در ترجمهء سعد بن محمّد آبى مورد بحث نقل كرده است پس بهتر آنست كه قضاوت در اين امر را بعد از طرح اشكال به نظر صاحبنظران بگذاريم . پوشيده نماناد كه « ابو سعد آبى ديگر » نيز از وزرا و علماى شيعه بوده است كه نامش « منصور » بوده و بحسب قراين و ملاحظهء ترجمه و شهرتش بايستى نامش در اين كتاب درج مىشد و نشده است و ما در آخر همين تعليقهء 96 تحت عنوان « تكملهاى » ترجمهء او را خواهيم نوشت ان شاء اللّه تعالى ؛ تا استدراكى به عمل آيد . قاضى شوشترى ( ره ) در آخر ترجمهء صاحب عنوان بعد از نقل كلمات مصنّف ( ره ) از كتاب نقض او گفته ( ج 2 مجالس المؤمنين چاپ اسلاميّه ؛ ص 458 ) . « و از اين سخنان كه شيخ عبد الجليل مذكور ساخته ظاهر مىشود كه آنچه صاحب جامع التواريخ از الحاد و غدر سعد الملك مذكور ساخته و صاحب تاريخ الوزراء نيز بنقل آن اقدام نموده از محض عناد و الحاد است و سخن صاحب جامع التواريخ كه از غلاة شافعيّه است در شأن شيعهء اماميّه مسموع نيست و صاحب تاريخ الوزراء اگرچه در زمان خود محتاج بتقيّهء واژگونه شده بوده بنابراين اخفاى تعصّب خود در تسنّن مينمايد امّا گاهى بىاختيار از او ترشّح مىكند چنان كه در احوال وزير معين الدين ابو نصر أحمد كاشانى معيّن خواهد شد و تحقيق آنست كه همان صدر الدين خجندى قاضى اصفهان ، و ابو سعد هندو ، و شمس الدين عثمان