السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
722
تعليقات نقض ( فارسى )
« بايد از اين قصيدهء يائى مقصود اين قصيده باشد : تا بسلامت بحلّه آمد سلمى * خلد شد از خرّمى چو جنّت مأوى ( تا آخر قصيدهء دوم كه به آن در سابق اشاره شده است ) . طالب همهء كلمات آن مرحوم در ترجمهء براوستانى بكتاب مذكور مراجعه كند ( ص 109 - 114 ) . اينكه مصنف ( ره ) گفته ( ص 220 : س 9 ) : « و بعد از آن سعد الملك سعد بن محمّد آوى وزير محترم و مشير حضرت سلطنت بود ( تا آخر كلام او ) . از سياق عبارت بصراحت تمام برمىآيد كه مراد از اين شخص غير از « استاد ابو منصور آوى » سابق الذكر است ( ص ) و از اينجاست كه قاضى شوشترى ( ره ) نيز در مجالس المؤمنين از تعدّد دو عبارت مصنّف ( ره ) كه با تمايزات خاصّه ذكر شده است تعدّد فهميده و بترجمهء « هر يك از سعد الملك رازى » و « استاد ابو منصور آوى » جداگانه پرداخته است ( رجوع شود بص 457 - 458 ج 2 مجالس المؤمنين چاپ اسلاميّه ، و ص 460 - 461 همان مجلّد ) در هر صورت ما بنقل برخى از كلمات ارباب نظر و اصحاب تحقيق و علماى سير و تراجم مىپردازيم تا حقيقت مدّعا در آن ضمن براى خوانندگان به نظر و قضاوت خودشان روشن شود . ناصر الدين منشى كرمانى در نسائم الاسحار من لطائم الاخبار گفته « 1 » : « الوزير سعد الملك آبى - در زمان سلطان محمّد كه هنوز بسلطنت موسوم نبوده بود « 2 » در گنجه نايب و كاتب و مدّبر امور او اين خواجه بود ، و در سلطنتش وزير گشت ، كياستى و فطانتى تمام داشت و خلق و تواضعى بافراط ، و با أطوار خلق معاش بر شيوهء طلاقت و آزرم كردى ، و از تهوّر و تقلّب دور بودى ، و در حضرت سلطنت با تمكين و مقدار بود ، و نقد عنايت سلطان دربارهء او تمام عيار ، بعد از آن قاضى اصفهان صدر الدين خجندى و أبو سعد هندو و شمس الملك عثمان بن نظام الملك
--> ( 1 ) - ص 54 چاپ دانشگاه بتصحيح نگارنده . ( 2 ) - كذا صريحا ، و در قديم استعمال ميشده اگرچه حالا متروك است .