السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
723
تعليقات نقض ( فارسى )
به قصد او آستين جدّ و سعى باز نوشتند و تقبيح صورت او را بجان كوشيدند « 1 » و فرا سلطان نمودند كه وزير با ملاحدهء مخاذيل اتّفاق و مطابقه كرده است و قصد جان سلطان را متشمّر شده ، و در اين باب روآيات مختلف است ، بعضى نوشتهاند كه : اين سخن به سمت صدق موسوم بود و قتل و صلب او بر مقتضاى شرع آمد ، و طايفهاى آوردهاند كه : از آن تهمت بريء الساحة بود ، في الجمله در بازار اصفهان مصلوب شد . قد قيل ذلك إن حقّا و إن كذبا * فما اعتذارك من شي إذا قيلا « 2 » » . سيف الدين عقيلى در آثار الوزراء تحت عنوان « سعد الملك آبى » ( ص 231 - 232 ) و غياث الدين خواند مير در دستور الوزراء تحت عنوان « سعد الملك آوجى » ( ص 182 - 184 چاپ كتابفروشى اقبال ) بنظير ترجمهء گذشته پرداختهاند . استاد فقيد اقبال آشتيانى ( ره ) در كتاب « وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى » بتفصيل تمام و بسط لايق مقام بترجمهء سعد الملك تحت عنوان « نصير الدين أبو المحاسن سعد الملك سعد بن محمّد آبى » ( 498 تا 500 ) پرداخته است ( ص 155 - 162 ) چون مقام گنجايش نقل همهء آن ترجمه را ندارد بنقل قسمتى از آن كه مقام مقتضى آنست مىپردازيم . قسمت مناسب مقام از كلام استاد مذكور چنين است ( ص 156 - 162 ) : « سعد الملك آبى در حقيقت أوّلين وزير سلطان محمّد است در أيّام استقلال اين پادشاه در سلطنت بعد از مرگ برادرش بر كيارق ، و او مردى با كفايت و متديّن و خيّر و صاحب رأى و درايت بوده ، و اوست كه راه سلطنت را بعد از فوت بر كيارق براى محمّد مصفّى ساخته ؛ و در واقع در اين مرحله سعد الملك همان كارى را كرده است كه مؤيّد الملك بعد از مرگ ملكشاه در استقرار سلطنت بر كيارق و يا در سال 492 در ابتداى طغيان سلطان محمّد در استوار ساختن بنيان دولت اين پادشاه كرده بوده است . سعد الملك در دورهء وزارت ( از محرّم 498 تا شوّال 500 يعنى دو سال و نه ماه ) :
--> ( 1 ) - در اصل : « كوشيد » . ( 2 ) - شعر از نابغه است و معروف و مستهشد به در كتب ادب است .