المحقق الدواني

13

تهليليه ( فارسى )

حاصل بررسى آثار او اينكه : خواجه نصير طوسى سنت علوم فلسفى را در دوره مغول احيا كرد ، دوانى همين كار را در دورهء عثمانى به انجام رساند . در حالى كه خواجه با نوشتن شرح و تفسير بر برخى از آثار ابن سينا و با دفاع از او در مقابل مخالفان ، به پژوهش در آثار او جانى تازه بخشيد ، دوانى با نوشتن شرح بر هياكل نور و با غنا بخشيدن به حكمت اشراق در آثار خود ، به تحقيق و تتبع دربارهء آثار شهاب الدين مقتول جهتى تازه داد . هر دوى آنان احياگر بودند ، ولى ره يافت آنها به حقيقت با يكديگر تفاوت داشت : يكى پيرو واقعى ابن سينا بود و ديگر پيرو وفادار سهروردى . مذهب : جلال الدين در يك خانواده سنى مذهب به دنيا آمد و اصلا هم از اولاد خليفهء اول أبو بكر بن أبي قحافه بود . به طورى كه از تأليفاتش استفاده مىشود ، در اواخر عمر ، پيرو مذهب شافعى و از نظر اصول عقايد ، اشعرى بوده ، ولى كم‌كم به مذهب شيعهء اثنى عشرى گرويده است . با اين حال ، موقعيت و نفوذى كه در ميان مردم ايران آن روز كه اغلب پيرو مذهب تسنن بودند داشته ، مانع از اظهار عقيده‌اش بوده است . وى در اواخر عمرش كتابى به فارسى با عنوان « نور الهداية في اثبات الامامة » نوشته كه در آخر كتاب « فضايل ابن بطريق » چاپ شده است . علماى بزرگ مانند علامهء بحر العلوم و ديگران بىگفتگو ، آن را دليل بر تشيع وى دانسته‌اند . اشعار زيادى نيز دارد ، شاهد بر اينكه ، سر انجام به مذهب اهل بيت پيغمبر يعنى شيعه اماميه گرويده است : گر مرد رهى روشنى راه نگر * آيات على ز جان آگاه نگر