سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )

مقدمهء ناشر 10

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى )

و اين حال اگر هم فرض كنيم كه در حيات امام فخر بوده لابد در قسمت اخير عمر او صورت گرفته نه در اوايل كار و ايّام شباب او ، يعنى بعد از تاريخ 580 . 3 - در صفحهء 101 در باب لعنت فرستادن اهل سنّت بر خاندان رسول مؤلّف گويد : « خوارزم و رى هزار ماه هر روز هزار دينار زر سرخ ميدادند و هرگز لعنت نكردند و اهل اسفراين و اصفهان برين پنجاه ماه زيادت بكردند و چون ظاهر نتوانستند كردن در اصفهان بعد از بانگ نماز گفتندى هو هو و آن منارهء هو هو را در زمان عبد اللّطيف خجندى خراب كردند » . عبد اللّطيف خجندى يكى از افراد خاندان بسيار مشهور خجنديان است كه در اصفهان رياست شعبهء شافعيّه را داشتند و در اين شهر صاحب رياست و دستگاه امارت بودند و با رؤساى حنفيّهء اصفهان يعنى خاندان صاعدى بر سر رياست و در تشويق اهل علم و ادب و اصطناع شعرا رقابت ميكردند . از اين خاندان دو نفر بنام عبد اللّطيف مشهورند يكى عبد اللّطيف بن محمّد بن ثابت بن حسن خجندى كه در اصفهان رياستى عظيم داشت و بسال 523 بدست اسماعيليّه كشته شد ( ابن الأثير وقايع سال 523 و حواشى لباب الالباب ج 1 ص 354 بقلم آقاى ميرزا محمّد خان قزوينى ) ديگرى خواجه ابو القاسم صدر الدّين عبد اللّطيف بن محمّد بن عبد اللّطيف بن محمّد بن ثابت بن حسن خجندى نوادهء عبد اللّطيف اوّل كه از افاضل علما و ادبا و در سرودن شعر به فارسى و عربى ماهر بوده و بمراتب از جدّ خود مشهورتر است و او بسال 580 در همدان در مراجعت از حج فوت كرد و جنازه‌اش را با تجليل تمام باصفهان آوردند ( ابن الأثير وقايع سال 580 و فوات الوفيات ج 2 ص 7 و لباب الألباب ج 1 ص 265 - 265 و حواشى همان جلد ص 355 و غيره ) . غرض مؤلّف تبصرة العوام ظاهرا از عبد اللّطيف خجندى كه بفرمان او منارهء هو هو را در اصفهان خراب كردند بمناسبت مزيد شهرت و قدرت ، همين خواجه