على اصغر حلبى
88
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
دورهء مأمون و معتصم و واثق قرار گرفت . مأمون در اين باره ، بسيار جدّى بود ، روزگار معتصم نيز ادامهء همان شيوهء مأمونى بود ، چه معتزله بر همهء شاهرگهاى زندگانى سياسى دستگاه خلافت پنجه فرو برده بودند ، امّا وقتى واثق به خلافت رسيد ، هر چند از خلافهاى دينى و مناظرات قائم ميان معتزله از يك سوى ، و ارباب سنّت و حديث از سوى ديگر دلتنگ و ناخرسند بود ، و ليكن وى تدبير ويژهيى براى جلوگيرى از اين خصومتها در پيش نگرفت ، و نفوذ معتزله همچنان در تزايد بود تا اينكه متوكّل ( وفات ، 247 ه . ق . ) بر سر كار آمد . و او به ايمان سلف متمايلتر بود ، و از معتزله و سياست رجال آن فرقه نفرت داشت ، پس با احتياط با آن مواجه گشت . و نخستين اقدامى كرد اين بود كه از جدل و نزاع دربارهء كتاب خدا - و حدوث و قدم آن - نهى كرد ، و در اين باب به همهء نواحى خلافت فرمان نوشت ؛ اقدام دوم او اين بود كه فقيهان و محدّثان را بر كشيد ، و بر حقوق و رواتب ايشان افزود ، و ايشان را برانگيخت كه اصول و عقايدى را كه با مبادى معتزله منافات داشت بيشتر بيان كنند و در ميان مردم انتشار دهند ؛ و سرانجام خشم و دشمنى خود را آشكار ساخت ، و از جملهء كارهايى كرد احمد بن ابى دؤاد ايادى ( وفات ، 240 ه . ق . ) را از مركز خود در سامرّا عزل كرد ، و او را به زندان انداخت و همهء مستملكات او را تصاحب كرد ، و به جاى او امام احمد بن حنبل مروزى ( فت ، 241 ه . ق . ) را به خود نزديك ساخت . بر اين موارد ، اختلاف درونى معتزله را نيز بايد افزود ، چه با هم مناظره و مجادله مىكردند ، و خلافشان بسيار بود ، چنان كه معتزلهء بصره معتزلهء بغداد را تكفير مىكردند ، و مثلا ابو الهذيل علّاف ( وفات ، 226 ه . ق . ) ابراهيم نظّام را در مورد مسألهء جوهر فرد تكفير مىكرد « 1 » ، و هر چه اين مجادلات بالا مىگرفت به اختلال و پريشانى و تفرقهء ميان اين فرقه بيشتر دامن مىزد . و شايد آشكارترين خلافى كه پديد آمد خلاف ميان ابو على جبّائى ( فت ، 305 ه . ق . ) و شاگرد و پسرخواندهاش ابو الحسن علىّ بن اسماعيل اشعرى ( وفات ، 322 ه . ق . ) بود ، كه در بصره بوقوع پيوست ، و تفصيل آن را در بخش كلّيّات اين كتاب خوانديد . زيرا چنان كه گفتهاند اين خلاف و نيز برخى مباحث ديگر ، موجب پديد آمدن اشاعره گرديد . در اواسط قرن پنجم نيز وزير با تدبير سلجوقى خواجه نظام الملك حسن طوسى ( فت ، 485 ه . ق . ) به عرصه رسيد . او نيز در بزرگداشت اشاعره كوشيد ، و براى آنان در
--> ( 1 ) . امّا بعدها اشاعره ، مبدأ جوهر فرد را - براى اثبات حدوث عالم - از او گرفتند !