على اصغر حلبى
87
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
فصل چهارم اشاعره اشاعره اين فرقهء كلامى - كه گاهى آن را اشعريّه نيز مىگويند - فرقهيى است كه از نزاع جارى ميان كسانى كه به نصّ ( - قرآن و حديث ) تمسّك داشتند ، و فرقههاى معتزله - كه به عقل و مباحث فلسفى و تعاليم و اساليب آن بيشتر اعتماد مىكردند ، پديد آمد ، و موقف معتدلى ميان اين و آن را به خود گرفت . بدين معنى كه هر چند كه اصول عقلى معتزله را يكسره رها نكردند ، امّا يكسره هم تسليم عقل نشدند ، بلكه به نظر فلسفى در مسائل دينى جواز دادند ، و معتقد شدند كه اعتبار عقل و قواى آن محدود است ، لذا به ايمان و تسليم به آن بيشتر اعتماد كردند ، و آنجا كه نصّ دينى با تعليم فلسفى تعارض داشت نصّ دينى را بر تعليم فلسفى رجحان نهادند ، و بر اين اصل تكيه كردند كه اسلوب برهانى همواره به يقين نمىانجامد . لذا مىتوان گفت كه همچنانكه معتزله تمهيدى براى فلسفهء مشّائى در جهان اسلامى قرار گرفت ، اشعريّه و تعاليم ايشان نيز مقدّمهيى براى هواداران سلفيّت « 1 » شد ، يعنى مذهب اصلگرايانى كه فيلسوفان را تكفير كردند و اعتماد بر وحى كردند ، امّا از فلسفى ساختن عقيده نيز سرباز نزدند . - مختصرى از تاريخ مذهب اشعرى . با توجّه به تاريخ علم كلام ، بويژه در چهار قرن نخستين اسلامى ، به روشنى برمىآيد كه اين علم با سياست تلازم و همگردى نزديك داشته است . چنان كه خواهيم ديد ، امويان ، مرجئه را بركشيدند و عقايد آن فرقه را در امپراطورى خود رواج بخشيدند ، زيرا مبادى آن فرقه با شيوهء خلافت امويان سازگارتر از عقايد فرقههاى ديگر بود ؛ به همين ترتيب مذهب اعتزال نيز مذهب رسمى دولت در
--> ( 1 ) . Fundamentalism .