على اصغر حلبى
84
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
ميان آن [ دو دوراهى [ ميانه ] بگزين . احاديث شريفه نيز به « ميانه روى » در كارها را سفارش كرده است . پيامبر اكرم ( ص ) مىگويد : « خير الامور اوساطها » بهترين كارها ميانههاى آنهاست . و شعبى ( 20 - 103 ه . ق . ) از جابر بن عبد اللّه انصارى ( فت ، 78 ه . ق . ) روايت مىكند كه : ما نزد پيامبر اكرم بوديم ، خطّى كشيد و خطى ديگر از راست و خطّى ديگر از چپ كشيد ، آنگاه دست خود را بر روى خطّ ميانه نهاد ، و اين آيه را تلاوت كرد « وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ » « 1 » . پس راه ميانه همان راه راستى است كه خداى تعالى بندگان خود را در اين آيه به پيروى از آن امر كرده است . و ذكر اين در قرآن كريم زياد آمده از جمله « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » ( فاتحه ، 1 / آيهء 5 ) ما را به راه راست هدايت كن . و جاحظ ( فت ، 255 ه . ق . ) ياد مىكند كه عبد اللّه بن مسعود در خطبهء خويش گفت « خير الامور اوساطها » « 2 » . و هم جاحظ از امير مؤمنان ( ع ) نقل مىكند كه گفت « كن فى الدّنيا وسطا » « 3 » - در دنيا به راه ميانه باش ؛ و همو گفت « بهترين [ راه براى ] اين امت ، راه ميانه است كه افراطكننده به راه ايشان برمىگردد ، و از پى در آينده نيز بدانها مىپيوندد » . « 4 » حسن بصرى ( فت ، 110 ه . ق . ) نيز به « پايگاه ميان دو پايگاه » اعتقاد داشته است ؛ و روايت كردهاند كه اعرابيى پيش او آمد و گفت : دينى ميانه را به من ياد ده كه نه به افراط و نه به تفريط راه داشته باشد . حسن گفت « اگر بخواهيم سخن تو را مستقيمتر بگوييم بايد بگوييم « انّ خير الامور اوساطها » همانا بهترين كارها ميانهترين آنهاست . « 5 » و اين روايت اخير اهمّيّت بسيار زيادى دارد ، زيرا آشكارا اشاره مىكند به اينكه ميان حسن بصرى و معتزله پيوندى بوده است ، و دلالت مىكند بر اينكه معتزله در مسائلى غير از نفى قدر با حسن موافق بودهاند ، و بعيد نيست كه عقيدهء به « پايگاه ميان دو پايگاه » را از حسن بصرى گرفتهاند ، هر چند حسن در تطبيق اين عقيده بر مرتكب كبيره با آن گروه معارضهيى هم داشته است . همينطور ، شكّ نيست در اينكه چون معتزله به خواندن فلسفه آغاز كردند ، بر اقوال فيلسوفان يونانى نيز در مورد « پايگاه ميان دو پايگاه » - كه خود آن فيلسوفان آن را « وسط
--> ( 1 ) . ابن ماجه ، سنن ، 1 / 5 ؛ انعام ، 5 / آيهء 154 . ( 2 ) . البيان و التبيين ، 1 / 177 . ( 3 ) . همانجا ، 1 / 177 . ( 4 ) . ابن عبد ربّه ، العقد الفريد ، 1 / 250 « خير هذه الامّة النمط الاوسط يرجع اليهم الغالى و يلحق بهم التّالى » . ( 5 ) . جاحظ ، البيان و التبيين ، 1 / 177 .