على اصغر حلبى

43

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

از عبد اللّه عبّاس و قتاده و ابن جريج و ابو صالح و سعيد جبير ، و روايت كرده‌اند از امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام و جماعتى از اهل علم و نظر . . . » « 1 » . ولى اين كه برخى گويند كلمهء نظر اگر متعدى به نفس باشد در معنى انتظار است ولى با ( فى ) به معنى تفكّر و با ( لام ) به معنى رأفت ، و با كلمهء ( الى ) به معنى رؤيت است ، صحيح نيست . چرا كه اوّلا با كلمهء ( الى ) نيز به معنى انتظار و نگرانى آمده است ، مانند اين آيه « وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ » « 2 » اى انتظار الى ميسرة و اگر وامدارى تنگ دست باشد او را مهلت بايد داد تا گشايش يابد . و شاعر گفته است : « نظر الحجيج الى طلوع هلال » حاجيان به طلوع هلال انتظار مىكشيدند ؛ ثانيا به معنى تقليب حدقه و نگريستن است نه ديدن به حاسّهء چشم . پس آيات نظر را نمىتوان دليل رؤيت قرار داد : و ميان آيات قرآن از اين جهت هيچ اختلاف نيست . برخى از اشاعره براى اين كه ميان دو نظر جمع كنند ، عقيدهء ديگرى ابراز كرده‌اند و آن اين است كه گفته‌اند : هر جا كه ذكر نظر شده مؤمنان مقصوداند ، كه خدا را در بهشت ببينند ، و هر جا كه خلاف آن بوده مراد كافران و منافقان‌اند كه در قيامت از رؤيت و ديدار خداوند محروم‌اند . ولى اين تكلّف بىفايده است ، و در قرآن و حديث دليل استوارى جهت اثبات آن نيست ، و لذا بدان اعتنا نمىتوان كرد . يك نظر نيز گروهى از اشاعره يعنى ضراريّه « 3 » ابراز كرده‌اند و آن اين است كه مىگويند : آدمى را حاسّهء ششمى است جدا از حواسّ پنج‌گانه ظاهرى كه در روز رستاخيز به كار افتد و خدا را با آن چشم مىبيند . « 4 » امّا برخى از صوفيّه و عرفا گويند كه مراد از رؤيت ، به چشم ظاهر ديدن نيست ، بلكه مقام شهود حقّ در مرتبهء عين اليقين و حقّ اليقين است كه تنها كسانى كه دريافته‌اند مىدانند ، و استدلال و برهان نمىپذيرد . در اين مقام بود كه حسين على - عليه السلام - فرمود « لم اعبد ربّا لم اره » خدايى را كه نبينم عبادت نكنم ؛ و امير مؤمنان فرمود لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا اگر پرده غيب نيز بر افتادى بر يقين من نيفزودى ؛ و در قرآن مجيد فرمود : فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ « 5 » پس بازگشوديم پردهء چشمان تو را ، و

--> ( 1 ) . بقره ، 2 / آيهء 280 ، - تفسير ابو الفتوح ، 2 / 403 ، شعرانى . ( 2 ) . جلال همايى ( استاد . . . ) ، « حواشى » مصباح الهدايه ، 38 - 39 ، كتابخانهء سنائى . ( 3 ) . اصحاب ضرار بن عمرو و حفص فرد ( شهرستانى ، الملل و النحل ، 1 / 90 ) . ( 4 ) . ايضا ، 1 / 91 « و اثبتا حاسّة سادسة للانسان يرى بها البارى تعالى يوم الثواب فى الجنّة » . ( 5 ) . سورهء ق 50 / آيهء 22 .