على اصغر حلبى
330
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
ابو عبد الله احمد بن ابى دؤاد الايادى قاضى معتزلى ( 160 - 240 ه . ق . ) در بصره متولّد شد . پس از تحصيلات اوّليّه به حضور هياج بن علاء سلمى از اصحاب و اصل بن عطاء رسيد ، و فقه و كلام را نزد وى خواند ، و كم كم به مذهب اعتزال تمايل يافت . از راه سزاوارى خويش و هم با نفوذ يحيى بن اكثم كوفى كه وى را به دربار بغداد معرّفى كرد ، مورد احترام بسيار مأمون قرار گرفت و به مقامات عالى دست يافت و طولى نكشيد كه از نزديكترين دوستان خليفه شد . مأمون اندكى پيش از مرگ خود به برادر و جانشين خود المعتصم سفارش كرد كه احمد را به عنوان يكى از پيروان با حرارت مذهب اعتزال به حلقهء مشاوران خود در آورد ، و در نتيجه المعتصم پس از جلوس به تخت خلافت ( 218 ه . ق . ) احمد را قاضى القضاة خويش ساخت . وى در همين مقام بود كه مذهب اعتزال به اوج قدرت و شكوفايى خود رسيده بود ، و به فرمان خليفه مذهب رسمى شده بود . و در حقيقت وى از عاملان اصلى تفتيش عقايد ارباب دولت و كارگزاران و تودهء مردم دربارهء عقيده به خلق قرآن ( - « محنه » در همين كتاب ) بود ، و در مناظره و ضرب امام احمد بن حنبل مروزى ( وفات ، 241 ه . ق . ) نقش مهمّى ايفا كرد . با اين همه ، پس از ايفاى نقش خود تسامح و مروّت بىسابقهيى نشان داد . و با درايت خود بسيارى را از قتل رهانيد كه از جملهء آنان ابو دلف عجلى ( وفات 228 ه . ق . ) بود كه با افشين سردار معتصم ( وفات 226 ه . ق . ) ميانهء خوبى نداشت . احمد در دورهء الواثق ( 232 - 186 ه . ق . ) نيز مقام خود را حفظ كرد . پس از فوت واثق ، بسيارى از درباريان و افسران مىخاستند كه پسر كوچكتر او را به مقام خلافت برگزينند ، ولى به تقاضاى سردار معروف ترك وصيف ، برادر خليفهء متوفّى يعنى جعفر خلافت يافت ، و احمد خود لقب المتوكّل را به او داد . امّا خليفهء جديد ، به نحوى كه در ضمن مباحث كتاب بيان شده ، به تدريج نسبت به معتزله موضع خصمانهيى يافت ، و با اهل سنّت روابط صلحآميزى پيدا كرد ، و معنى آن در عمل اين بود كه از نفوذ عظيم قاضى القضاة بكاهد . احمد ، پس از جلوس المتوكّل دچار فلج شد ، و مقام خود را به پسرش ابو الوليد محمّد كه از 218 ه . ق . عملا نايب پدرش شده بود ، واگذاشت . امّا ابو الوليد در سال 237 ه . ق . از شغل خود معزول گشت و با