على اصغر حلبى
329
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
برخى اضافات ، تصحيحات و استدراكات - ص 69 ، س 20 « بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » درست است . - ص 69 ، س 21 . در ردّ جبر ، معتزله و شيعه گويند : يك دليل بر اينكه مذهب جبر باطل است اين است كه خداوند آن مذهب را از مشركان نقل كرد . و « دليل بر آنكه مشركان مجبّره بودند آن است كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرد كه ايشان خواهند گفت : سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ ( انعام ، 6 / آيهء 148 ) اگر خداى خواستى ، شرك نياورديمى و نه پدران ما ، و چيزى را حرام نكرديمى . . . ؛ و در دگر آيه گفت : وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ ، نَحْنُ وَ لا آباؤُنا ، وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ ( نحل ، 16 / آيهء 35 ) پس هم مشرك بودند هم قدرى [ مجبّر ] تا در حقّ ايشان معنى اين مثل محقّق شد كه مع كفره قدرىّ » ( ابو الفتوح ، تفسير ، 4 / 349 ، شعرانى ) . - ص 79 ، سطر 21 ، اشارتى به عقيدهء فرقه اشاعره در باب « عدل » الهى رفته است بر اين پايه كه ايشان معتقدند خداى تعالى هر چه كند عين عدل است ، حتّى « ظلم » الهى « عدل » است . در تأييد اين معنى حافظ گويد ( ديوان ، 26 و 32 ، قزوينى ) : دلا منال ز بيداد و جورِ يار كه يار * تو را نصيب همين كرد و اين از او داد است - به دُرد و صاف تو را حكم نيست خوش دركش * كه هر چه ساقىِ ما كرد عينِ الطاف است - صفحه 88 و 161 نام احمد بن ابى دؤاد ايادى آمده ، چون شرح حال و بيان اهمّيّت مقام او در اصل كتاب نيامده ، اينك كه كتاب تجديد چاپ مىشود بجاست در اينجا مختصر توضيحى داده آيد :