على اصغر حلبى

320

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

امّا كتاب العبر ( - كتاب تجربه‌ها ) ابن خلدون ، مركّب از هفت بخش است : ( 1 ) مقدّمه - كه دربارهء آن بحث شده - ؛ ( 2 - 5 ) چهار كتاب دربارهء تاريخ مشرق اسلامى است ، كه غالبا بر پايهء نوشته‌هاى نويسندگان پيشين است ؛ و ( 6 - 7 ) دو كتاب دربارهء تاريخ غرب اسلامى است كه دربارهء آن مؤلف برخى تجارب دست اوّل داشته است . و همين دو كتاب اخير بود كه توسط دوسلان « 1 » زير عنوان تاريخ بربرها ( چهار مجلد ، 1852 - 1856 ) چاپ شد و پس از وى كازانوا « 2 » در آن تجديد نظر كرده از نو منتشر ساخت ( 1956 - 1925 ) . بحث از مندرجات همهء اين قسمتها و بيان نكته‌سنجيهاى مربوط به سياست و علم الاجتماع كه مخصوصا در « مقدّمه » در هر صفحه‌يى پراكنده است در اينجا مقدور نيست . آنچه با هدف ما ارتباط دارد اين است كه مىگوييم : هر چند ابن خلدون مستقلّا از سياست بحث نكرده و تعريف و حدود آن را ياد نكرده امّا به اعتبارى مىتوان گفت كه بسيارى از فصول گوناگون اين شش قسمت از مقدّمه مربوط به مسائل گوناگون كلامى و سياسى است . و آنچه ابن خلدون در روانشناسى اجتماعى و بيان سرشت و طبيعت انسانى آورده ، بسيار عميق است . از بررسى نكاتى كه ابن خلدون در شناخت ذات انسان ، به ويژه در حالت اجتماعى آورده ، تقريبا به روشنى مىتوان دريافت كه بدبينى و شرّ انگارى در وى بر خوش‌بينى و خيرانگارى غلبه دارد . و دليل آن اينست كه مىگويد : وقتى اجتماع بشرى ، چنان كه بيان كرديم ، پديد آمد و عمران عالم پايان گرفت ، از وجود حاكمى نيرومند ( - وازع ) ناگزير است كه از ظلم و اجحاف آنان نسبت به هم ديگر جلوگيرى كند ، زيرا در طبيعت حيوانى آنها ستمگرى و ستمكارى ( « الظّلم و العدوان » ) مخمّر و مجبول است و ابزار و سلاحى كه از دشمنى و ستمكارى جانوران زبان بسته ( « الحيوانات العجم » ) نسبت به همديگر مانع مىگردد ، براى جلوگيرى از ظلم و عدوان آنان نسبت به يك ديگر كافى نيست . . . پس ناچار امر ديگرى لازم است ، و اين امر وجود وازع است كه از نوع خود آنهاست و به ضرورت بايد بر آنها غالب و مسلّط باشد تا ستم و آزار يكى از آدميان به ديگرى نرسد و اين است معنى « ملك » يا پادشاهى . ابن خلدون بويژه به موضوع بررسى طريقهء زندگانى و تأثير شيوه‌هاى توليد بر روى تحوّل گروهاى اجتماعى علاقه‌مند بود . او در عبارت معروفى بيان مىكند : « اختلافاتى كه ميان امّت‌ها ( اجيال ) از لحاظ رفتار و سلوك ايشان ملاحظه مىشود ، همهء معلول

--> ( 1 ) . de Slane . ( 2 ) . Paul Casanova .