على اصغر حلبى
316
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
وزير او را از اين سفر بازداشت . امّا اندكى بعد ابن خلدون واسطه انگيخت و تقاضاى او پذيرفته شد و از اين روى ، به سال 764 به اندلس رفت ، و در اين روزگار سلطان غرناطه ابو عبد اللّه از بنى الاحمر بود . ابن خلدون آهنگ دربار او كرد و سلطان از آمدن او خوشوقت شد و در يكى از عالىترين كاخهاى خويش منزلش داد و در اكرام او بسيار مبالغه كرد . ابن خلدون به سال 765 به قشتاله رفت ، و صاحب آنجا را ملاقات و ميان او و دشمنانش وساطت كرد ، و به عقد صلح توفيق يافت و هديّهء فاخرى گرفت . لذا صاحب قشتاله او را به اقامت نزد خويش ترغيب كرد ، ولى ابن خلدون از اين كار تن زد . صاحب قشتاله او را استرى نيكو با لگامى زرين بخشيد . و چون ابن خلدون به غرناطه بازگشت آن را به صاحب غرناطه هديّه كرد ، صاحب نيز او را اقطاع داد و به اعزاز فرود آورد . پس از آن ابن خلدون به ديدار عيال و فرزندان خويش مشتاق گشت . لذا به بجايه رفت و سلطان آنجا ابو عبد اللّه را ملاقات كرد و مردم شهر به ديدار وى مىشتافتند و بر دستانش بوسه مىزدند ، و سلطان اعمال دولت خود را به او سپرد ، و ابن خلدون نيز به نيروى خامه و دانش و نفوذ خويش در خدمت او چالاك بود ، امّا ابو العبّاس صاحب قسطنطنيه بر ابو عبد اللّه صاحب بجايه غالب آمد و مالك بلاد او شد ، با اين همه ابن خلدون اجازهء بازگشت خواست . پس از آن ابو حموى ثانى ( مقتول به 791 ه . ق . ) صاحب تلمسان از او دعوت كرد ، ولى ابن خلدون عذر خواست و گفت مىخواهد از سياست دور بماند و به كار علمى بپردازد . ابن خلدون پس از اين همهگير و دار به تلمسان آمد و در آنجا استقرار يافت و خانوادهء خود را در قلعهء بنى سلامه از بلاد « بنى توجين » سكنى داد . در اينجا حدود چهار سال اقامت داشت و در همين جا به تأليف مقدّمهء خود و بخشى از تاريخ توفيق يافت . پس از آن باز به تونس زادگاه خويش آمد ولى در آنجا نيز از سعايت نااهلان در امان نبود . در سال 784 به اسكندريه رفت و از آنجا به قاهره منتقل شد ، و مدرّس جامع الازهر شد . و از آنجا به خانوادهء خويش كه در تونس ساكن بودند نامه نوشت تا در قاهره به دو بپيوندند ، امّا همهء آنان در اثناء راه غرق شدند . ابن خلدون از اين حادثه بسيار متأثّر شد ، و كار ديوانى رها كرد ، و به تدريس و تأليف پرداخت . در سال 789 به حجّ رفت ، و سال بعد هم به قاهره آمد و در آنجا كتاب خود را به سال 797 به اتمام رسانيد ، و همچنان در مصر مقيم بود تا اينكه به سال 808 ه . ق . رخت به جهان ديگر كشيد . ابن خلدون ، از وادى آشى و جز او حديث شنيد . قرآن ، و علوم معقول ، به ويژه كلام و فلسفه را ، از ابو عبد اللّه سايرى و جز آنها ، و فقه را نزد قاضى ابن عبد السلام خواند . علوم