على اصغر حلبى

314

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

اين فرقه آن را « لطف » مىشمارند پرداخته مىگويند : اوّلا وجوب لطف بر خدا به نظر ما ممنوع و مردود است ( چون اشاعره و اهل سنّت هيچ امرى را بر خدا واجب نمىشمارند ) ؛ ثانيا لطفى كه شما ياد كرده‌ايد وقتى حاصل مىآيد كه امام ظاهر و قاهر باشد به نحوى كه به پاداش او اميدوار و از شكنجهء او ترسان باشند تا بدين وسيله آنان را به طاعات فرا خواند و از معاصى باززند . و حدود و قصاص را اقامه كند و داد مظلوم را از ظالم بستاند ، و حال آنكه شما اين امر - يعنى ظهور و قاهر بودن او - را بر خداى تعالى واجب نمىشماريد چنان كه در همين زمانهء ما چنين است ، و آنچه را كه واجب مىشماريد - يعنى امام معصوم پنهان - لطف نيست ، چه با اختفاى او نزديك ساختن مردم به صلاح و دور ساختن ايشان از فساد متصوّر نيست . « 1 » مؤلّف و شارح ، آنگاه نظر خوارج را در باب امامت و عدم وجوب آن مطلقا مورد بحث قرار مىدهند ، و چون ما عقيدهء آن طايفه را پيش از اين ياد كرده‌ايم ( - خوارج ) ، در اينجا از تكرار آن مطالب تن مىزنيم . آنگاه آن دو بحثى نيز در شروط امامت كرده‌اند ، كه باز به دليل بحث از آن در انديشه‌هاى غزّالى و امام فخر رازى و ديگران و ترس از اطناب ملال‌انگيز از طرح مجدّد آن چشم مىپوشيم . « 2 » 55 . ابن خلدون تونسى ( وفات ، 806 ه . ق . ) « فلسفهء تاريخ ابن خلدون بىشكّ بزرگ‌ترين كار از اين نوع است كه تا كنون بوسيلهء مغز متفكرى در هر زمان و مكان پديد آمده است . » « 3 » ( آرنولد توينبى ) ولىّ الدين عبد الرحمن بن محمّد بن ابى بكر بن محمد بن حسن تونسى حضرمى

--> ( 1 ) . بايد دانست كه شيعه در جواب اين اعتراض مىگويند : وجود امام لطف است چه در امور تصرّف بكند و چه نكند ، و اگر تصرّف ظاهر بكند آن خود لطفى ديگر است ؛ وانگهى عدم تصرّف او از جهت بندگان و سوء اختيار ايشان است ، زيرا او را ترسانيدند و او را نصرت ندادند ؛ از اينها گذشته از كجا معلوم است كه وجود او - و لو در غيبت - لطف نباشد ، زيرا ممكن است كه بر دوستان خويش ظاهر گردد ، دوستان و هواخواهانى كه در محبّت او جان و مال خود را بذل مىكنند . ( 2 ) . براى اطّلاع بيشتر از اين - شرح المواقف ، 8 / 334 - 357 ، مصر ، مطبعة السعادة ، 1325 / 1907 . ( 3 ) . A . TOYnbee , Encyclopaedia of philosophy , vol . 108 / 7 , art . , « Ibn Khaldun » .