على اصغر حلبى
311
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
بنى ساعده رفتند ، و مهمّترين امر يعنى دفن رسول خدا را براى او رها كردند . « 1 » آنگاه مىگويد : و اختلاف ايشان در تعيين ، بدين اتّفاق زيانى نمىزند ، زيرا پس از آن تا زمان ما نيز مردم در نصب امام بر همين حال بودهاند يعنى اختلاف كردهاند ، و اتّفاق سرانجام از ميان همين اختلافات پديد آمده است ؛ 2 . با نصب امام دفع زيانى كه مظنون به است ممكن مىگردد ، و از اين روى اگر مردم بتوانند به امر نصب امام اقدام كنند انجام اين كار بر ايشان واجب است . و شرح آن چنين است كه ما به علمى نزديك به ضرورت مىدانيم كه مقصود شارع از وضع احكام معاملات و مناكحات و جهاد و حدود و مقاصات « 2 » و اظهار شعار شرع در اعياد و جمعهها ، همانا مربوط به مصالح بندگان چه در معاد و چه در معاش است ، و اين مقصود جز به وجود امامى كه از سوى شارع باشد و مردم در زمان نياز به او رجوع كنند مقدور نباشد . زيرا مردم همه صالح و نيكو سرشت نيستند و امكانات اجتماعى را به عدل و انصاف تقسيم و مورد استفاده قرار نمىدهند بلكه بيشتر اوقات آنكه نيرومند است به « تغلّب » حقوق ديگران را از ايشان مىربايد . و ضعيف نيز ناچار به دفاع از خود و حقوق و دارايى خود مىپردازد ، و اى بسا همين كار به هلاك همهء ايشان مىانجامد . و تجربه بدين واقعيّت شهادت مىدهد . زيرا بسيار ديده مىشود كه با مرگ يك والى تا زمان نصب والى ديگر فتنههاى بسيار برپا مىشود و به قتل و فتك و ديگر مصائب مىانجامد ، چنان كه اگر اين دورهء فترت اندكى دوام داشته باشد معيشتها تباه مىگردد و زيست مايهء مردم نابود مىشود و هركس مشغول به حفظ مال و جان خود مىشود و همواره شمشير خود را آخته نگاه مىدارد ، و اين امر به رفع دين و هلاك همهء مسلمانان منتهى مىگردد . پس در نصب امام دفع مضرّتى متصور است كه بزرگتر از آن به تصوّر نمىآيد ، بلكه مىگوييم كه « نصب امام از تمامترين مصالح مسلمين و از بزرگترين مقاصد دين است . » و همچنانكه گفتيم حكم آن ايجاب سمعى است ، يعنى نصب امام به دليل سمعى واجب است .
--> ( 1 ) . همانجا / 3458 . 4 . چنان كه قبلا هم ياد كردهايم ، روايت درست در دفن رسول اكرم ( ص ) اين روايت كه قاضى عضد الدّين ايجى و شارح كتاب او يعنى شريف جرجانى مىگويند نيست ، چه ابو بكر و عمر به دنبال امر خلافت افتادند ، و اين امير مؤمنان ( ع ) بود كه به دفن و كفن پيامبر اكرم مشغول گشت . ( 2 ) . مقاصات - در لغت ، دور ساختن ، و در اصطلاح راندن مردم و مكلّفان از گناه و انجام محرّمات شرعى است .