على اصغر حلبى

312

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

جواب معارضان وجود پيشوا حال اگر كسى بر سبيل معارضه بگويد كه وجود امام ، خليفه و يا حاكم مايهء پديد آمدن زيان است ، و بنابر قول پيامبر اكرم ( ص ) متضمّن « ضرار » يا زيان زنى است و پيامبر ( ص ) به همين دليل گفت : « لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام » ( در « اسلام ، زيان ديدن و زيان زدن هر دو وجود ندارد ) ، و اين زيان از سه جهت ممكن است : 1 . والى كردن انسان بر امثال خود او در امورى كه خود او در برخى هدايت يافته و در برخى راه نيافته لا محاله زيان زدن به ايشان است ؛ 2 . چنان كه عادت بر اين جارى بوده برخى از مردم از پذيرش اين حكومت تن مىزنند و سر مىكشند ، و اين امر در گذشته مخصوصا متداول بوده ، و اين به اختلاف و فتنه مىانجامد ، و موجب ضرر زدن به مردم است ؛ 3 . عصمت چنين شخصى واجب نيست ( يعنى طبق نظر اشاعره و اهل سنّت - چنان كه معلوم است - حاكم معصوم نيست و لازم نيست كه چنين باشد ) . و در اين صورت ، از وى احتمال و گمان كفر و فسق مىرود : حال اگر عزل نشود به كفر و فسق خود به امّت زيان مىرساند ، و اگر عزل گردد به فتنه مىانجامد ، چه براى عزل او بايد با او جنگيد ( زيرا هيچ حاكمى با استدلال و برهان و با رضايت خويش دست از حكومت بر نمىدارد ) . در جواب اين معارضه گوييم : اضرارى كه از ترك نصب او بدنبال مىآيد بسيار بيشتر از اضرارى است كه از نصب كردن او پديد مىآيد . و از اينجاست كه گفته‌اند « ما يزع السلطان اكثر ممّا يزع القرآن « 1 » - سلطان بيشتر از آن منع مىكند كه قرآن مىكند » و « شمشير و سنان بيشتر از آن مىكند كه برهان مىكند » ، زيرا اگر سلطان نباشد هرج و مرج حاكم مىشود و قوى بر ضعيف چيره مىشود ، و امنيّت از ميان مىرود . و از اينجاست كه شاعر مىگويد : گر نبود سطوتِ سلطان روان * خانهء مظلوم بگيرد عوان ؛ و لذا دفع ضرر بزرگ در زمان تعارض واجب است . آنگاه ايجى و جرجانى مىگويند : مانع ، از وجوب نصب ايشان به چند وجه استناد كرده است : نخستين آنها اين است كه مردم همّت خود را صرف مصالح دنيوى و تعاون در اشغال دينى خود مىسازند از آنچه سرشت‌ها و ديانت‌هايشان ايشان را بر آن بر مىانگيزد ، پس ايشان محتاج به نصب كسى كه بر ايشان حكم براند نيستند . و گويند از

--> ( 1 ) . ابن قتيبه ، عيون الاخبار ، 1 / 30 - 31 ، دار المعارف مصر ، 1971 . قبلا گفته‌ايم اين سخن از عثمان ، و يا عمر خطّاب است .