على اصغر حلبى
304
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
بوده ، بعدا مذهب تسنّن اختيار كرده ، ولى بر اثر مباحثات علّامه با علماى سنّت در حضور خان مذكور و تفوق او در بحث و روشنى دلايل او ، سرانجام به مذهب شيعه درآمد ، و براى نخستين بار مذهب شيعه ، كيش رسمى ايران گشت ، و نام حضرت على ( ع ) در سكّهها به عنوان « علىّ ولىّ اللّه » زده شد . گويند ايلخان مغول دستور داده بود كه براى علّامه و كسانى كه به مجلس درس او حاضر مىشدند مدرسهء سيّارى ترتيب بدهند . و آن عبارت از حجرههاى كرباسى بود كه در سفرها به وسيله اردوى سلطان حمل مىشد و به هر منزل كه مىرسيدند آن را نصب مىكردند ، و مجلس درس تشكيل مىدادند . ظاهرا يك دليل عمدهء اين تقرّب در پيشگاه خان مغول آن بوده است كه در سال 707 ه . ق . اولجايتو شبى همسر محبوب خود را - بر اثر خشم - طلاق داد ، ولى فرداى آن روز از كردهء خود پشيمان شد . علّامه حكم به بطلان اين طلاق داد . و چون از او دليل پرسيدند در جواب گفت « علّت بطلان طلاق ، نبودن آن در حضور دو شاهد عادل بوده است ، كه شرط صحّت طلاق در مذهب شيعه است . » « 1 » تعداد مصنّفات علّامه را تا چهار صد كتاب و رساله نوشتهاند ، ولى در روضات خوانسارى و قصص العلماى تنكابنى هفتاد و پنج كتاب و رساله به اسم و رسم به نام او ياد شده است . از تأليفات مهمّ او است : ارشاد الاذهان الى احكام الدّين - معروف به تبصرهء علّامه - در فقه ؛ الالفين الفارق بين الصدق و المين در اثبات امامت حضرت امير مؤمنان و ائمّهء ديگر ؛ ايضاح المقاصد در شرح حكمة العين كاتبى قزوينى ؛ كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد و باب الحادى عشر در علم كلام . « 2 » بحث در سياست علّامه را نيز بايد در آثار كلامى او جست چه اوّلا كتابى مستقلّ در سياست به معنى مصطلح امروز ننوشته ؛ ثانيا بحثهاى كلامى وى نمايانگر كامل عقيدهء شيعه است مبنى بر اينكه ديانت و سياست همزاداند . وى در باب حادى عشر ( فصل پنجم ) دربارهء « نبوّت » بحث مىكند . و از جمله در تعريف « نبى » مىگويد : « پيامبر ، عبارت از
--> ( 1 ) . براى تفصيل بطلان اين قبيل طلاق ، - شيخ مفيد ، المقنعه ، 359 - 362 ؛ مجلسى ، بحار الانوار ، 101 / 5 در شرح اين خبر كه از امام حسين ( ع ) نقل مىكنند « ايّاك و المطلّقات ثلاثا فى مجلس فانّهنّ ذوات ازواج » از زنانى كه سه بار در يك مجلس مطلّقه شدهاند بپرهيزيد زيرا ايشان هنوز شوهران خود را دارند . نيز ، - محقّق حلّىّ ، شرايع ، 3 / 24 ، بيروت ؛ محمود شهابى ، ادوار فقه ، 2 / 190 ، دانشگاه تهران . ( 2 ) . ابن شاكر كتبى ، فوات الوفيات ، 2 / 219 - 220 ؛ خوانسارى ، روضات ، 419 - 421 ؛ دائرة المعارف فارسى ، 2 / 1757 ؛ و - . Encyclopaedia of Islam , vol . III , PP . 390 - 91 , New Edition .