على اصغر حلبى
276
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
علوّ همت ، راى ، صبر و عزيمت است حاصل كرد . پس عمده همين چهار باشد . « 1 » * * * امام فخر در علم ديگر يعنى شستمين علم از كتاب جوامع العلوم ، يعنى « علم آداب ملوك » ، بار ديگر همين خصال هفتگانه را مطرح مىكند و برخى نكتهسنجىها ارائه مىدهد كه ما در اينجا برخى از آنها را ياد مىكنيم : « چون پادشاه سايهء خداوند و نايب پيغمبر است ، بايد كه او را خصلتهاى آراسته و طريقههاى پيراسته باشد و به قدر امكان در كل اوقات تشبّه به پيغمبران كند » - آنگاه نه « صفت در نه اصل « 2 » » ياد كرده و « كتاب را بر آن ختم » كرده است . بيان همه آن اصلها لزومى ندارد . در اينجا آن اصلها را تنها ياد مىكنيم ، و در برخى از آنها اندك توقّفى مىكنيم : - اصل اول ، بايد كه پادشاه حليم باشد . - اصل دوم ، پادشاه بايد كه كريم باشد . - اصل سوم ، پادشاه بايد عاقبتانديش باشد ، يعنى « انديشهء او بر قول و فعل او غالب باشد » . - اصل چهارم ، اين است كه پادشاه بايد در عفو كردن تأخير نفرمايد و در عقوبت كردن انديشه فرمايد . - اصل پنجم ، اين است كه « پادشاه بايد بر رعيّت نيك مشفق باشد و بر عدل كردن ملازمت نمايد . امام در زير اين اصل نصيحتى نقل مىكند كه شافعى به هارون الرشيد كرده و آن اين است كه « خداى تعالى . . . هيچكس را بر ده تن حاكم نكند الّا كه روز قيامت او را آرند هر دو دست او بر گردن محكم كرده ، هيچ چيز آن را نگشايد مگر عدل » آنگاه حكايتى دربارهء امير مؤمنان ( ع ) ياد كرده كه لطيف است . مىگويد « چون امير مؤمنان ( ع ) به جوار رحمت حقّ انتقال كرد ، يكى از صحابه در آن اندوه و ماتم ، در شب ، در كوفه مىگرديد و قطرات عبرات [ - اشك ] بر رخسارهء خود مىباريد . . . آوازى شنيد كه اللّهمّ انتقم من علىّ - يعنى خدايا انتقام من از على بستان . آن صحابى را آن سخن شگفت آمد پس نزديك آن عجوزه شد و گفت : چرا چنين گفتى ؟ پيرزن گفت : هر روز على [ ع ]
--> ( 1 ) . اين نكات را خواجه طوسى عينا در اخلاق ناصرى ( بخش سوم « سياست مدن » ، 289 - 300 مينوى - حيدرى ) ايراد كرده است . ( 2 ) . اصل نهم در حقيقت به سياست مربوط نيست و پايان كتاب و وصف الحال امام است و مقصود او را از نگارش كتاب بيان مىكند .