على اصغر حلبى

277

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

بيامدى و نان و آنچه ما يحتاج آن باشد بياوردى ، و يك سبوى آب بياوردى ؛ اكنون سه روز است كه نياورده ؛ و اتّفاق چنان افتاده بود كه از شهادت آن حضرت تا آن ساعت سه روز بود . « 1 » پس آن صحابى آن عجوزه را از آن حال و واقعه خبر داد ، و با يك ديگر در آن ماتم و اندوه موافقت كردند پس معلوم شد كه سعادت دو جهانى پادشاه در عدل بسته است » . امام فخر پس از بيان عدل ، در اصل ششم ، فضيلت عدل را بيان مىكند « پيامبر ( ص ) مىفرمايد كه : عدل ساعة خير من عبادة سنة « 2 » و علت اين آن است كه نفع عبادت با آن كس گردد ، اما نفع عدل با كافّهء خلايق گردد ، و بواسطهء آن امن حاصل شود ، و متعبّدان به عبادت مشغول توانند شد . . . » و امام فخر از اين استدلال خود نتيجه‌يى مىگيرد كه نظريه‌پردازان سياسى اهل سنّت هميشه آن را نصب العين خود قرار داده‌اند و آن اين است كه حتى پادشاهان ظالم را نيز به دليل آنكه نظم را حفظ مىكنند و از هرج و مرج منع مىكنند بايد پذيرفت « و از اينجاست كه حرام است پادشاه ظالم را بد گفتن ، زيرا كه هر چند ظالم است ليكن خيرى كه از وجود او حاصل مىشود بيشتر است از آن شرّ كه از وجود وى حاصل شود » . سرانجام در اصل هفتم بيان مىكند كه پادشاه بايد با اهل علم نشست و خاست كند « زيرا كه پيدا كرديم « 3 » . . . پادشاه را رياست كردن ظاهر است و عالم را سياست كردن باطن ، و نظام عالم به هر دو حاصل شود ، و از اينجاست كه مصطفى ( ص ) فرمود الدّين و الملك اخوان توأمان ، يعنى دين و ملك دو برادر همزاداند . » اين است اجمال آنچه امام فخر به عنوان نظريه‌پرداز سياسى دربارهء حكومت و پايه‌هاى آن و سلطنت و مملكت بيان كرده است » و از تلفيق مطالب ياد شده چنين بر مىآيد كه وى دلايل اقناعى را با مسائل ترغيبى در هم مىآميزد تا اساس حكومت و مشروعيّت آن را ثابت كند . « 4 »

--> ( 1 ) . بود - گذشته بود . ( 2 ) . حديث در مأخذ ديگر از جمله ( ابن عبد ربّه ، عقد الفريد ، 1 / 7 ، احمد امين ) به صورت زير آمده است « عدل ساعة فى حكومة خير من عبادة ستيّن سنة » . ( 3 ) . اين عبارت نيز قولى را كه قبلا ياد كرديم تأييد مىكند مبنى بر اينكه به نظر امام فخر « اولو الامر » عالمان دين هستند ، و پادشاهان بايد از ايشان اطاعت كنند . « پيدا كردن » - ثابت كردن ، روش ساختن . ( 4 ) . كتاب‌شناسى - در پاورقىها و متن گفتار داده شده است . نيز ، - « مقدّمه » تفسير كبير ، ترجمهء نگارنده ، انتشارات اساطير ، كه از عقايد كلامى امام بحث مستوفايى شده است .